هر كجا هستند با يكديگر اتفاق كنند و در موقع خود با استعداد كافى بوظيفه وقت رفتار نمايند از گذشته عبرت بايد گرفت اين مكتوب ميرود و جوابى نميآيد و معلوم مىشود كه آنها نقشهئى را بعجله تعقيب مينمايند و بعد شنيده مىشود كه توسط يار محمد - خان ( يار محمد خان جوان باحرارتى است از كاركنان حزب دموكرات با عدهئى از مجاهدين در خدمت دولت و براى دفع سالار الدوله در ايالت كردستان و لرستان در تحت فرمان عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما كار مىكند ) ميخواهند بر ضد حكومت حاضر تهران قيام نمايند اين است كه يار محمد خان با فرمانفرما مخالفت كرده باتفاق مجاهدين كه تحت امر او هستند بمخالفت با دولت قيام مىكند بعنوان مشروطهخواهى و مطالبه افتتاح مجلس شورايملى كار از او پيشرفت نميكرده ناچار با سالار الدوله كه پس از جنگهاى متعدد با دولت بالاخره شكست خورده در اطراف لرستان و كردستان متوارى بود پيوند كرده بعبارت ديگر سالار الدوله هم با حزب دموكرات عهد و پيمان نموده باتفاق مجاهدين حمله بكرمانشاهان مينمايند و با خسارت بسيار كه بر جان و مال مردم وارد مىشود آن شهر را تصرف ميكنند پس از چندى فرمانفرما كه در كردستان است بعزم پس گرفتن كرمانشاهان حركت مىكند همين كه نزديك ميرسد سالار الدوله و يار محمد خان كرمانشاهان را بىجنگ به او واگذار نموده ميروند فرمانفرما از اين موفقيت بىزحمت و بىخسارت بسى شادمان مىشود ولى يكى دو روز عمر اين شادمانى بيشتر نيست چه سالار الدوله پس از ترك كرمانشاهان كردستان را كه از حكومت و استعداد خالى است تصرف كرده آنجا را مركز خود قرار ميدهد و پس از ديدن تدارك قابل يار محمد خان را براى گرفتن كرمانشاهان از دست فرمانفرما ميفرستد يار محمد خان در پشت شهر كرمانشاهان شبانه با قشون دولت جنك كرده در آن جنك كشته مىشود و يارانش متفرق ميگردند و نقشهئى كه بنا بوده است بدست او جارى شود از ميان ميرود در اين ايام بقدرى هم و غم بر من احاطه كرده است كه كمتر در عمر خود اين حال را در خود ديدهام از همه جا و همه كس دارم نااميد ميشوم در اين حال بعضى از جوانان ايرانى محصل از لوزان به مونترو آمده از من درخواست ميكنند محل اقامت خود را در لوزان قرار داده از آنها سرپرستى نمايم و در تاريخ و ادبيات و اخلاق و غيره
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢١٠