كنم مخالفين من در مجلس ميكوشند اعتبارنامه من در كميسيون تصويب نشود ولى موفق نميگردند من هم منتظر هستم به بينم اقدامات مخالفتكارانه آنها بكجا منتهى مىشود در آخر شب يكى از خيرخواهان به من اطلاع ميدهد كه امشب در جلسه خصوصى مركزى انقلابيون باحرارت مفرطى بر ضد نمايندگى شما صحبتها شد جمعى از نمايندگان حزب هم حاضر بودند و بالاخره قرار قطعى بر اين شد كه فردا در مجلس شورايملى چون نام شما برده مىشود راپرت صحت اعتبارنامه را بمجلس بدهند و بخواهند رأى بگيرند يكى از آخوندها كه جزو انقلابيون و از نمايندگان است برخاسته بر ضد نمايندگى شما بهر عنوان كه بخواهد سخن بگويد و البته سيد و آخوندهاى مجلس هم اگرچه از فرقه ديگر باشند او را در اين مسئله تنها نخواهند گذارد و اكثريت با مخالفين خواهد بود رسيدن اين خبر كه تا يك اندازه قراين صحت دارد مرا واميدارد كه پيش از موفق شدن آنها باينكه هياهوئى بر ضد من در مجلس راه بيندازند خود را از هدف تير اغراض آنها دور بگيرم اين است كه صبح زود فرداى آن شب معتمد التجار نماينده آذربايجان را كه از دوستان من و از نمايندگان صالح است طلب كرده استعفانامه خود را بمضمون ذيل بمجلس ميفرستم .
سى سال است عمر خود را صرف خدمت بملت نمودهام و البته نمايندگى ملت براى من افتخار است ولى بواسطه عدم استطاعت اداى اين وظيفه ملى تكميل خدمات خود را بملت باستعفاى از نمايندگى مىدهم و اميدوارم در خارج مجلس بهتر بتوانم بخدمات ملى قيام نمايم و بمعتمد التجار دستور مىدهم از مستشار الدوله رئيس مجلس بخواهد چون نام من برده مىشود پيش از آنكه رأى بگيرد استعفانامه مرا بخواند رئيس مجلس هم مسئله را متذكر شده استعفاى مرا ميخواند و يكى از رؤساى انقلابيون صدا مىكند پيش از رأى گرفتن استعفانامه نبايد خوانده شود ولى رئيس اعتنا نكرده كار خود را انجام ميدهد پس از انقضاى آن مجلس بفاصله دو سه ساعت يكى از كاركنان نمايندگان انقلابيون با اظهار پريشانى نزد من آمده ميگويد چرا استعفا داديد و اين چه كارى بود كرديد در واقع خيانت بملت شد كه با وجود اهميت بودن شما در مجلس خود را دور گرفتيد جوابى كه به او مىدهم اين است ايكاش ما چند نفر لااقل
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٤٨