تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
كرده افكار ديرينه خود را در اصلاح معارف بموقع اجراء بگذارم صورت نميگيرد حتى به چند مدرسه اختصاصى خود نميتوانم كمكى بنمايم زيرا در غيبت من و انقلابات مملكتى مدارس هم پريشان حال شده امر ماليه آنها مختل است منهم ديگر استطاعت مساعدت مادى كردن بمعارف را ندارم . ( 6 ) پريشانى خودم از بابت امر معاش اگرچه از پدرم مختصر ملكى به من ارث رسيده و مالك چند هزار تومان ملك شده‌ام در صورتى كه در هنگام مسافرت از ايران مالك چيزى نبوده‌ام اما در مقابل اين ملك موروثى مبلغى قرض دارم كه عايدات املاك مزبور بفرع قروض من وفا نمينمايد بعضى اظهارات از طرف دولتيان مىشود كه قبول شغل رسمى بكنم و از اجزاى ادارات دولتى باشم ولى نظر باختلاف شديد كه ميان دو فرقه اعتدال و انقلاب هست صلاح نميبينم دامان خود را بعد از يك عمر منزه نگاهداشتن باغراض اشخاصى آلوده نمايم لهذا بيكار مانده مجبور ميشويم يك قسمت از ملك موروثى را فروخته امرار حيات نمايم تا روزگار چه پيش آورد و عاقبت چه باشد . بالجمله بواسطه اين اسباب و اسباب ديگر پيش آمد امور بر خلاف دلخواه من است و دچار زحمت جسمانى و روحانى هردو هستم در اين ايام رساله‌ئى بنام ارمغان يحيى نوشته نظريات خود را در اصلاحات مملكت و وظايف ملت در آن بيان كرده بطبع ميرسانم و مجانا بملت مىدهم اگرچه چند روزى حسن اثر مىكند ولى به زودى فراموش ميگردد با وزراء با وكلاء با رؤساى فرق در مجالس متعدد صحبت ميدارم و آنها را بقصوريكه در اداى وظائف خود دارند آگاه ميكنم ثمر نمينمايد آقا سيد حسن تقىزاده را تحذير مينمايم و سودى نميبخشد در يكى از مجالس با حضور معتمد خاقان حاكم تهران به او ميگويم من و شما هردو از اشخاصى هستيم كه اگر خللى باركان مشروطيت مملكت برسد در خطر هستيم اگر بفكر مملكت نميباشيم بفكر خود باشيم شما بچه اطمينان اينطور بعاقبت كارها بىاعتنائى مينمائيد و كارى كه بايد بكنيد نميكنيد جواب ميدهد باطمينان انفراد خودم يعنى هروقت نتوانستم بمانم ميروم ميگويم براى شنيدن اين جواب حاضر نبودم كسانى كه منفرد نيستند چه خواهند كرد پس از يأس از رفقا و آشنايان منتظر ميشوم
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 145 | يحيى دولت آبادى