و آن مكتوبى است كه از ميرزا مهديخان مشير الملك وزير مختار ايران در لندن ميرسد مشير الملك در سفرى كه بانگلستان نمودهام با من آشنا شده پدرش ميرزا محمد - عليخان علاء السلطنه از دوستان پدرم بوده است مشير الملك در اينوقت به من اظهار علاقمندى مىكند و بكميتهئى كه در لندن از علماى انگليس و امريكا براى مسائل نژادى تشكيل شده و ميخواهند كنگره در لندن تشكيل داده تمام ملل را در آن شركت بدهند و از هرملت بخواهند يكى از نويسندگان رسالهئى راجع بمملكت خود بنويسد و از سفراى دول مختلف عالم كه در لندن هستند استمداد كرده اسامى اشخاصى را كه در هريك از ملل براى شركت در اين كار مناسبت دارند خواستهاند سفير ايران هم نام مرا در جزو چند نام ديگر نوشته به آنها داده است و از طرف كميته مزبور متحد المآلى به تمام آن اشخاص در تمام دنيا نوشته شده از جمله در ايران هم بيك عده از اشخاصى كه داراى احساسات بين المللى هستند فرستاده شده يكى هم بنگارنده فرستادهاند به شرحى كه در فصل بعد مطالعه مينمائيد رسيدن اين اوراق بضميمه خط خصوصى مشير الملك كه مرا بقبول عضويت كنگره مزبور تشويق نموده است چون وسيله رسيدن بآرزوئى است كه تمام فكر من متوجه آن بوده است بمنزله رحمت آسمانى براى خود دانسته تمام فكر و خيالم متوجه انجام اين كار ميگردد خصوصا كه ميدانم اين يك كار خارجى است و دست اشخاص حسود و مغرض داخلى از دامان اخلال در آن كوتاه است با وجود اين حاسدين ميكوشند نگذارند نگارنده بانجام اين خدمت كامياب گردد در صورتى كه بر سعى و كوشش آنها اثرى مترتب نميگردد .
بهرحال نگارنده يك جهت ميپردازد به كار كنگره نژادى و بالمره از سياست خود را دور گرفته نه بمجلس ميرود و نه با مجلسيان آمدوشد مينمايد و نه بوجهى خود را دخيل امور مملكتى مىكند و چون از اينجا عنان قلم بجانب امور مربوط بكنگره نژادى و مسافرت خود از ايران براى مدت طولانى معطوف ميگردد ضرر ندارد چند سطرى بخصوصيات مجلس دوم شوراى ملى اشاره نمايم و تفاوتى را كه ميان اين مجلس با مجلس اول هست بطور اجمال نوشته از اين مرحله درگذريم دوم مجلس شورايملى به همان اندازه بلكه بيشتر كه مجلس اول در انظار طبقه رجال و اعيان و روحانيان مملكت
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٥٠