در بين سقوط كابينه سپهدار و تشكيل كابينه مستوفى الممالك كسانى كه بمظفريت آقا سيد عبد اللّه در تكفير تقىزاده رضايت نداشته تصور ميكردهاند وجود او براى پيشرفت مقاصد ملى مضر است يا از روى اغراض شخصى هرچه باشد در اول شبى چند نفر را مسلح به خانه آقا سيد عبد اللّه فرستاده او را با چند گلوله بقتل ميرسانند و گرفتار نميشوند .
كشته شدن آقا سيد عبد إله هيجان شديدى در عوام توليد مىكند و با اينكه عامه به او وثوقى نداشتند عنوان كشته شدن او موجب هيجان آنها ميگردد اينست كه مردم در مدرسه خان مروى تهران جمعشده بر ضد انقلابيون فرياد ميكنند دست ارتجاعيون هم البته در اينمقام كار مىكند تحريكات خارجى هم در كار است و بالاخره حكمى كه بر عليه تقىزاده از نجف آمده و پنهان شده بود آشكار گشته سردار اسعد هم چون گرفتارى رقابتش با سپهدار بر طرف شده و بميل خود كابينه تشكيل داده اخراج تقىزاده را مال المصالحه با مردم قرار ميدهد تقىزاده اخراج شده بآذربايجان ميرود پس از اخراج تقىزاده سردار اسعد از روحانيون و بازماندگان آقا سيد عبد اللّه هرچه ميتواند دلجوئى مىكند و غائلهئى كه از قتل آقا سيد عبد اللّه بر پا شده است آرام ميگيرد .
كابينه مستوفى الممالك مشغول كار مىشود و از مجلس اختيار تام در خلع سلاح مجاهدين ميگيرد ببهانه قتل آقا سيد عبد اللّه و قتل امين الملك و اتفاقات ديگر كه از آن جمله است قتل ناگهانى ميرزا عليمحمد خان همشيرهزاده تقىزاده و ميرزا عبد الرزاق خان همدانى كه هردو از جوانان غيور و از انقلابيون بودند بدست مجاهدين سردار محيى بتلافى قتل آقا سيد عبد اللّه كه بانقلابيون نسبت داده مىشود .
كابينه مستوفى الممالك وزير داخلهاش عبد الحسين خان فرمانفرما و وزير خارجهاش حسينقليخان نواب و وزير جنگش قوام السلطنه وزير ماليهاش صنيع الدوله است بقدرت بختيارى و بقدرت مجاهدين انقلابى و بقدرت يپرم خان كه پس از فتوحات آذربايجان مراجعت بتهران نموده رياست كل نظميه را دارد درصدد مىشود گارد محيى را يعنى قوه مسلح اعتداليون را محو نمايد اينستكه از طرف نظميه اعلان رسمى مىشود كه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٧