تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
بخواهد متعرض تقىزاده و رفقايش بشود بقوه بختيارى از آنها دفاع كند ولى سالار ملى سخن خود را تعقيب نكرده انجمن احرار هم از عمليات خود غير از مزيد كينه در ميان دو فرقه نتيجه نميگيرد روحانيون و سپهدار اعظم و اعتداليون از اين كار هم مأيوس شده ناچار بعلماى نجف متوسل ميشوند و چون تصور ميكنند تقىزاده منشأ فتنه است و اتحاد او با سردار اسعد سبب انقلابات شده ميخواهند اسباب تكفير تقى - زاده را فراهم كنند و باينوسيله او را از مجلس خارج نمايند و از اين راه صدمهء بسردار اسعد بزنند لهذا بهر وسيله هست مقصود خود را انجام داده حكمى از علماى نجف بر ضد تقىزاده صادر مينمايند و اين كار بدستيارى آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و بستگان او انجام ميگيرد . سردار اسعد كه ملتفت مسئله است كوشش مىكند ميانه آقا سيد عبد اللّه و تقىزاده را اصلاح بدهد ولى آقا سيد عبد اللّه نپذيرفته باقبال نمودن تقىزاده به او اعتناء نميكند و خود را غالب و طرف را مغلوب تصور مىكند در اين احوال معلوم است نه سپهدار ميتواند كابينه داشته باشد نه سردار اسعد و نه دو وزير متمايل به او صنيع الدوله و وثوق الدوله ميگذارند سپهدار رئيس الوزراء باشد اينست در مقابل فتحى كه كاركنان آن طرف در تكفير تقىزاده تصور ميكنند اينطرف هم در صدد برهمزدن كابينه سپهدار برميآيند و چون كابينه سپهدار در شرف سقوط مىشود ناصر الملك هم توقف خود را در تهران صلاح نديده بهر وسيله هست خود را از ايران خارج مينمايد و خيال انقلابيون را از طرف خويش آسوده مىكند چه آنها او را متمايل به طرف سپهدار و اعتداليون تصور ميكردند بالجمله پس از رفتن ناصر الملك دو سه روز بيشتر طول نميكشد كه كابينه سپهدار برهم مىخورد و چون سردار اسعد صلاح نميداند خود رئيس الوزراء باشد لهذا اسباب فراهم ميآورد كه عضد الملك نائب السلطنه با بىميلى كه دارد مستوفى الممالك را كه متمايل بانقلابيون است رئيس الوزراء كند سردار اسعد كابينه بميل خود تشكيل ميدهد بىآنكه خود در ظاهر قبول وزارت كند ميرزا احمد خان قوام السلطنه را كه در ايام وزارت جنگش معاون وى بوده و متمايل بانقلابيون است وزير جنك مىكند و در واقع و خود وزير جنك است بلكه خود رئيس الوزراء است .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 136 | يحيى دولت آبادى