در هنگام حركت اردوى بختيارى از اصفهان از طرف سفارت روس و انگليس بقونسولهاى خود در اصفهان امر مىشود نگذارند اردو رو بتهران برود دو قنسول مزبور سردار اسعد را ملاقات نموده صحبت ميدارند و ميگويند ما مطالب شما را انجام ميدهيم و واسطه اصلاح كار ميگرديم شما حركت نكنيد سردار اسعد جواب ميدهد ملت نميخواهد شما واسطه اصلاح كارش باشيد با وجود اين از تهران امر مؤكد بقنسولها مىشود كه جلوگيرى نمايند اينستكه يك مجلس هردو قنسول شكر إله خان معتمد خاقان را كه در اينوقت از طرف ملت و از طرف بختيارى در اصفهان مشير و و مشار امور است ملاقات كرده ميپرسند مقصود خوانين از حركت بتهران چيست معتمد خاقان جواب ميدهد خوانين چهار مطلب دارند كه بايد شاه انجام بدهد ( 1 ) تبعيد خائنين دربارى ( 2 ) تسليم قواى نظامى بوزير جنك مسئول ( 3 ) تصرف نكردن در ماليه مملكت ( 4 ) افتتاح فورى پارلمان اين قوه ملى ميرود در تهران توقف مينمايد تا اين چهار مقصد انجام بشود دو قنسول بمعتمد خاقان قسم داده قول شرف ميگيرند كه خوانين قصد ديگر ندارند يعنى قصد سلطنت معتمد خاقان جواب ميدهد قطعا آنها در اين خيال نميباشند قنسولها ميگويند اگر مطلب همين است ما تقبل انجام آن را مينمائيم معتمد خاقان جواب ميدهد ملت نميخواهد شما دخالت در اصلاح كار او بنمائيد قنسولها ميگويند ما مامؤريت داريم حركت آنها را مانع شويم معتمد - خاقان جواب ميدهد بنويسيد روى كاغذ و بدهيد قبول نميكنند بنويسند بالجمله بعد از يأس از معتمد خاقان هردو قنسول بجانب قم حركت مىكند بعد از ورود آنها بقم سردار اسعد بانجمن سعادت استانبول تلگراف مىكند و تكليف مذاكره با آنها را ميخواهد از طرف انجمن جواب داده مىشود گوش دادن به حرف قنسولها موجب ندامت خواهد بود آنها حق مداخله در اين كار ندارند اعتنا نكنيد و جواب بدهيد براى اجراى مشروطه و افتتاح پارلمان بتهران ميرويم رسميت هم نداريم اگر سخنى داريد بوزارت خارجه بگوئيد و در نهايت شتاب خود را بتهران رسانيده كار را تمام كنيد و گرنه بدانيد مملكت رفته و عاقبت بسى وخيم است اينستكه مذاكرات قنسولها ثمر نبخشيده بالاخره سردار اسعد به آنها ميگويد شما رسما به من بنويسيد ما مانع از
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٠٦