نمودن در اين شرارت خوددارى مينمايند و چون جمعيت اشرار كه اغلب رعيتهاى شرور دهات آقا نجفى و اولاد او ميباشند و شهرى در ميان آنها بسيار كم ديده مىشود باحمدآباد نزديك مىشود اگر از عده آنها كاسته نشده باشد افزوده نگرديده دويم بستگان ما مسلح شده آماده مدافعه ميشوند كسبه آن محل هم دكاكين را بسته اطراف خانه ما جمع شده براى مدافعه حاضر ميگردند سوم قنسول روس اتفاقا در اينوقت در اين محل بديدن يكى از دوستانش آمده و چند نفر مسلح همراه دارد بجمعيت اشرار پيغام داده آنها را تهديد مينمايد حاكم شهر و يا ساير محركين فساد ميبينند فتنه دارد بزرگ مىشود ميفرستند اشرار را متفرق ميسازند .
از تلگرافخانه اصفهان خبر اين واقعه بتهران ميرسد نگارنده خبردار شده بفوريت مبلغى پول تلگرافا باصفهان ميفرستد و دستور ميدهد كه چون شهر آشوب است و حكومت از اشرار جلوگيرى نمينمايد وسائل دفاع فراهم نموده اگر خواستند تعريض نمايند تا آنجا كه ممكن باشد دفاع كرده شود برادر و بستگان نگارنده هم خود را آماده مينمايند در اينحال پدرم شكايتنامه مشروحى بمظفر الدين شاه نوشته جلوگيرى از شرارت ظل السلطان و همدستان او را نسبت بخانواده ما جدا تقاضا مينمايد مظفر الدينشاه به علت بيحالى ذاتى و جبن فطرى كه دارد جواب پدرم را به خط ميرزا محمد خان وكيل الدوله منشى حضور و بصحه خود خطاب بصدر اعظم ميدهد و هركس اين جواب خوفآميز پادشاه را ميبيند بر عقل و دانش او ميخندد مضمون دستخط شاه كه عين آن نيز به نظر خوانندگان ميرسد از قرار ذيل است .
جناب اشرف اتابك اعظم بهتر اين است شفاها و محرمانه حالى نمائيد كه خودش و پسرانش و آن پسرى كه در اصفهان است همهشان چندى بخارج بروند تا اين گفتگوها بر طرف شود و صلاح آنها در اينست و به جهت حفظ علاقه آنها يكنفرى را باصفهان فرستاده تا ضبط و ربط نموده حفظ نمايد جمادى الاولى 1321 .
بديهى است پس از ديدن اين دستخط ملوكانه محقق مىشود كه از دولت و دولتيان در مدافعه از دشمنان براى ما كارى ساخته نيست ناچار بوسائل خصوصى در تهران و اصفهان از تعرضات اشرار جلوگيرى مينمائيم در اين اثنا نگارنده ملاقاتى از امين السلطان
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٢٠