محله بازار تهران به آن مؤسسه اين نام گذارده مىشود كه بعد شايد مدرسه تجارت بشود .
انجمن معارف چون ميخواهد باصلاحات مدارس شروع نمايد مديران مدارس ملى را طلبيده به آنها ميگويد اكنون غير از مدرسه سادات و خيريه و دبستان دانش كه هركدام اختصاصاتى دارد يازده مدرسه جديد در تهران موجود است كه چهار مدرسه علميه و افتتاحيه و شرف و مظفريه جمع و خرجش به عهده وزارت معارف است و دولتى ناميده مىشود و هفت مدرسه كه رشديه و ادب و قدسيه و كماليه و خرد و دانش و اسلام باشد مدارس ملى گفته ميشوند ميخواهيم عنوان دولتى و ملتى را از سر مدارس برداشته آنها را در تحت يك نظم و ترتيب درآورده چهار مدرسه از ميان آنها برگزيده در چهار نقطه شهر تهران بنام علميه يا متوسطه داير نموده كسر هريك را از وجوه دولتى بدهيم و باقى مدارس هركدام نظامنامه وزارت معارف را پذيرفتند در حدود ابتدائى بمانند و هركدام از آنها كه كاملا در تحت دستور انجمن معارف درآمدند از وجوه دولتى مختصر اعانه به آن داده شود و هركدام نپذيرفتند از انجمن معارف توقع مساعدت نداشته باشند و در اين صورت وزارت معارف اعلان خواهد كرد كه مدارس صحيح كه در تحت نظر انجمن معارف دائر است مدارسى است كه نام برده مىشود و غير از اينها اگر مدرسهئى باشد در حكم مكتبخانهاى سر گذرها خواهد بود حالا هركدام حاضريد اين ترتيب را بپذيريد با شما داخل مذاكره شده قرارى كه لازم است بگذاريم مديران مدارس ملى استمهال ميكنند كه نظامنامه را بدقت مطالعه كرده بعد جواب بدهند .
نگارنده در اين وقت چهار مدرسه را بطور خصوصى اداره مىكند يكى مدرسه سادات است كه ترتيب مخصوص دارد و كارش مربوط باينكارها نيست دوم مدرسه ادب است كه به حال كنونى آن اشاره شد .
سيم دبستان دانش كه باز دفتر مخصوص دارد چهارم مدرسه كماليه كه بشركت نگارنده تأسيس شده امور داخليش با مرتضى خان مدير است و كارهاى اساسى آن با نگارنده چون تمام ترتيبات جديد انجمن معارف و اصلاحاتى كه در نظر است بسعى و كوشش نگارنده و بحسن اقدام مخبر السلطنه مىشود نگارنده سبقت جسته مدرسه ادب را به شرط آنكه امور ادارى آن با خودم باشد واگذار بانجمن مينمايم و در تحت
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣١١