مىشود و هيئت مصمم ميگردد آنجا را با يكى از مدارس آن محل يكى نموده يك مدرسه صحيح تشكيل دهد پس از نه روز ديگر باتفاق مخبر السلطنه بمدرسه مظفريه رفته اين مدرسه در اينوقت بيش از شصت نفر شاگرد ندارد درس و نظم قابلى هم در آن ديده نميشود فقط چون نام شاه بر سر آنست مدير آن ميخواهد از اين نام استفاده كرده آنجا را يكى از مدارس متوسطه محسوب بدارند و مذاكره مىشود كه مدرسه مظفريه محل خود را تغيير داده در نقطهئى از شهركه از روى نقشه براى يك مدرسه متوسطه در نظر گرفته شده است قرار بگيرد و يكى از مدارس ديگر به آن منضم گردد بلكه بشود باحترام نام شاه آنجا هم متوسطه بوده باشد مدرسه مظفريه جاى خود را تغيير ميدهد و كارى از پيش نميبرد و بالاخره منحل شده نام او باشرف توأم گشته در جاى مدرسه افتتاحيه كه نامش محو مىشود يك مدرسه متوسطه بنام شرف مظفرى تأسيس ميگردد و يكى از چهار مدرسه دولتى علمى مىشود كه كسر آن از وجوه دولتى پرداخته ميگردد .
و هم در اين روز باتفاق مخبر السلطنه بمدرسه ادب ميرويم مدرسه ادب چنان كه از پيش گفته شد در محله چالميدان در يكى از عمارتهاى صاحب ديوان تأسيس گشته و هنوز در محل خود باقى است و از روى نقشه تهران در همين محل بايد يك مدرسه متوسطه بوده باشد و اين مدرسه صلاحيتش براى متوسطه شدن محرز گشته است .
مدرسه ادب در اينوقت قريب دويست نفر شاگرد دارد و كلاس هفت داير نموده است كه جز در مدرسه علميه در ديگر مدارس جديد هنوز كلاس هفت وجود ندارد .
مخبر السلطنه درس و نظم مدرسه ادب را پسند كرده ميگويد اين مدرسه از ؟ ؟ ؟ نظم و ترتيب از مدرسه علميه ( كه در تحت نظر خودش اداره مىشود ) بهتر است و تصميم گرفته مىشود كه مدرسه ادب متوسطه دولتى گردد يعنى كسر مخارج آن از وجوه دولتى پرداخته شود .
اما مدرسه شرف چنان كه گفتم نامش بضميمه نام مطفرى بر مدرسه افتتاحيه محو شده گذارده مىشود و اثاثيهاش با يك عده از شاگردان آن تسليم مدرسه دانش شده بنام ثروت يكى از مدارس متوسطه دولتى ميگردد و بمناسبت وقوع آن مدرسه در
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣١٠