تومان بميان آمده حواس دولتيان مصروف استقراض مزبور است و بيفاصله بعد از بدست آمدن وجوه استقراضى شاه و جمعى از درباريان مصمم مسافرت باروپا ميگردند تا وجوه استقراضى را بمصارف غير لازم برسانند و بعد از چند روز روانه ميشوند .
نگارنده ميبيند كسانى كه بايد مرا مساعدت نمايند رفتند و چند ماه اصلاح كار معارف بتعويق افتاده از طرف ديگر در افواه دوست و دشمن معارف جديد افتاد كه مجلس كردند وزراء و امراى مملكت جمع شدند دستور براى وزارت معارف نوشتند بصح همايون رسيد شوراى عالى معارف انتخاب كردند براى مدارس نظامنامه مرتب ساختند براى هركس حقوق و حدود معين كردند و هيچ تأثير خارجى ننموده مختصر تغيير هم در هرجومرج اوضاع معارف حاصل نگشت در اينحال تنهاكارى كه از من ساخته شد اين بود كه كتابچه موشح بدستخط همايون را كه بطبع رسيده نسخ آن را از وزير علوم گرفته انتشار بدهم نشر كتابچه مزبور كه توجه شاه و دولت را بمعارف جديد ثابت مىكند و بوزارت علوم و شوراى عالى آن و بمعارف جديد رسميت ميدهد طرفداران معارف را خشنود و بدخواهان را دلتنگ ميسازد بىآنكه تأثير فعلى بر آن مترتب شده باشد .
مفتاح الملك باز به كار خود مداومت ميدهد در وجوه معارفى چه عايدات مدارسى كه به او مربوط است و چه اعانه ماهى پانصد تومان دولت هر تصرف ميخواهد مىكند وجوه اعانه اگر از خارج ميرسد بدست آنها افتاده بهر مصرف ميخواهند ميرسانند و با اينوصف در رساندن حقوق معلمين و اجزاى مدارس كوتاهى مىشود و همه بصدا درآمدهاند .
گاهى به خيال ميافتم با آنحوزه طرفيت كرده نگذارم ميدان كوچك معارف تازه جولانگاه افكار طمعكاران بشود گاهى انديشه ميكنم كه بايد دست نگاهداشت تا شاه و همراهانش از فرنگ مراجعت نمايند اگر ديدم بتوسعه دادن معارف و انتظام امور آن علاقمند شدهاند در اين صورت آنها بوجود من محتاجتر خواهند بود تا من به آنها و اگر غافل رفته باشند و غافل برگردند و اوضاع مدارس و معارف به همين هرجومرج كه هست باقى بماند و يا بدتر بشود كه هرچه گرفتارى من سبكتر باشد بهتر خواهد بود ولى مخارج زياد چند مدرسه كه اداره نمودن آنها به عهده من است با تنگدستى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٠٥