تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
اين كار را ديگرى بانى بوده شما نميخواهيد سر بگيرد و نگويند چون كار بزرگى است شما هم ميخواهيد به آن كمك برسانيد ميگويد از اين حرفها هم ميزنند ميگويم بلى جواب ميدهد چه كارى شده است كه من نخواسته‌ام به آن مساعدت كنم بنائى است بىاساس و به روى خاكستر و مرادش بىقانون بودن دولت است ميگويم از دست اشخاص ناتوان همين ساخته بوده است كه كرده‌اند شما توانا هستيد پايه‌اش را محكم نمائيد و اگر حقيقة ميل نداريد من در كار معارف مداخله كنم يا صلاح نميدانيد صريح بفرمائيد من از اينجا كه ميروم اسم مدرسه را نميآورم زيرا كه ميدانم بر خلاف ميل و رضاى شخص اول مملكت در اينكارها اقدام نمودن بىنتيجه خواهد ماند اتابك اظهار مهربانى مينمايد و زحمات مرا در كار معارف تصديق و تقدير كرده ميگويد سفر مختصرى در پيش است بعد از چند روز شما و مشير الدوله را ميطلبم و قرارى در اين كار مىدهم كه شما هم بتوانيد خدمات معارفى خود را ادامه بدهيد . ملاقات اتابك اعظم خاطر مرا مسرور مىكند و به خود نويد مىدهم كه رسيدن بآرزوها نزديك خواهد بود . در آن مجلس كه با مشير الدوله اتابك را ملاقات خواهيم كرد هرچه ميدانم ميگويم و هرچه ميخواهم ميطلبم و اگر تمام مقاصدم انجام نشود لااقل قسمتى از آن انجام داده خواهد شد و اين قدمى است كه رو باصلاح كار معارف برداشته مىشود . بعد از چند روز انتظار روز دهم رجب 1319 ه از مشير الدوله خطى ميرسد مينويسد فردا عصر جمعه يازدهم در پارك اعظم براى اصلاح كار مكاتب مجلسى منعقد خواهد بود شما را هم به آن مجلس دعوت مينمايم . چون ميفهمم اين مجلس خصوصى نيست نگران ميمانم و از مشير الدوله علت خصوصى نشدن آن را ميپرسم جواب ميدهد ترتيبى پيش آمد كه ناچار ميبايد در اين مجلس جمعى از وزراء و رجال دولت حاضر باشند هر مطلبى را كه ميدانيد بايد قبلا اتابك اعظم مسبوق باشند بنويسيد و به من برسانيد اين است كه كتابچه‌ئى ترتيب داده اوضاع مكاتب را با نظريات خود در اصلاح آنها در آن درج نموده تا آخر شب بمشير الدوله ميرسد و بدست اتابك اعظم مىرساند .