سردار است ( وجيه اللّه ميرزا ) اين دو برادر در مجلس پيش حاضر نشدند و آنها اكنون قوىترين دشمنان اتابك اعظم ميباشند چنان كه در فصل 23 اشاره شد اين دو برادر روزوشب بر ضد او كار ميكنند شاه هم از آنها ملاحظه دارد و ممكن است بر انعقاد اين مجلس معارفى كه رنگ ملى به او داده مىشود و از سنخ كارهاى امين الدوله است پيرايه بسته به اين بهانه هم بتوانند نزد شاه از اتابك اعظم كارشكنى نمايند اين است كه هرچه آمدن آنها ديرتر مىشود بر نگرانى و اغتشاش حواس اتابك اعظم افزوده ميگردد وزير علوم از اتابك اعظم اجازه ميطلبد كتابچه را در مجلس بخواند و با اينكه اتابك ميگويد كتابچه بصحه همايون رسيده ديگر خواندن لازم ندارد وزير علوم بملاحظه اينكه شايد كسى در موضوع سه مدرسه استثناء شده اعتراضى بنمايد اصرار كرده رخصت ميگيرد كتابچه خوانده مىشود بىآنكه كسى مختصر اعتراضى نموده باشد .
اتابك اعظم بوزير علوم دستور ميدهد نام سى چهل نفر از اشخاص كه صلاحيت عضويت شورايعالى معارف دولتى را داشته باشند و بتوانند به كارهاى معارف و مدارس رسيدگى كنند نوشته به زودى نزد وى بفرستد تا او از ميان آنها دوازده نفر براى عضويت مجلس شوراى معارف و چند نفر را براى رسيدگى به كارهاى مدارس انتخاب نمايد وزير علوم از اتابك اعظم ميپرسد نام فلانى را هم بنويسم اتابك اعظم رو بنگارنده كرده ميگويد مگر شما از عضويت اين مجلس ابا داريد ميگويم اگر مجلس صحيح باشد همهكس بافتخار حاضر ميگردد ميگويد انشاء اللّه صحيح خواهد بود اين مجلس منقضى ميگردد بىآنكه تكليف جلسه بعد معين شده باشد .
فصل چهل و يكم شوراى معارف و احوال مدارس
چنان كه در فصل پيش نوشته شد وزير علوم مأمور است اسامى اشخاص لايق عضويت شوراى عالى معارف را نزد اتابك اعظم برده اعضاء مجلس منتخب شوند ولى تكليف روز پنجشنبه معين نيست كه آيا مجلس خواهد بود و بايد بپارك اتابك رفت يا خير روز پنجشنبه نگارنده احتياطا بپارك ميرود ميبيند از مجلس خبرى نيست جمعى از