تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مبلغ كمى باقى ميماند آن را هم بمظفريه داده وجوه اعانه ما بين چهار مدرسه يا عده‌ئى از اشخاص معين تقسيم گشته بمدارس ملى و صندوقهاى تنگدست آنها كه با بيقرارى انتظار مساعدت دولت را دارند بهره‌ئى نميرسد . نگارنده انتظار دارد مشير الدوله بعد از آنهمه مواعيد و پس از اطلاع كامل از جزئيات امور در تقسيم وجوه نظريات مرا مراعات نموده از افراط و تفريط احتراز نمايد من نيز برؤساى مدارس ملى از اين بابت نويدها داده آنها را بمساعدت دولت اميدوار ساخته‌ام يكوقت خبردار ميشوم مرا خبر نكردند و هرچه خواستند كردند بديهى است بعد از دو سال زحمت و با ابتلاى شديد به كار مدارس ملى از شنيدن اين خبر به من چه ميگذرد . روزى چند بعد از اين واقعه مشير الدوله براى تأسيس مدرسه سياسى مجلسى در خانه خود منعقد ساخته مرا نيز دعوت مينمايد در آن مجلس به او ميگويم اكنون كه شما را هم فريب داده و نگذاردند عدل و انصاف را رعايت كرده باشيد پس آخر ماه مفتشى بمدارس غير مجانى فرستاده ببينيد اگر بر عايدات آنها افزوده شده كسرى را كه صورت داده‌اند كمتر بپردازيد مگر آنكه وجوه اعانه محل مواجب براى اشخاص شده باشد مشير الدوله سر به زير افكنده اظهار شرمسارى مينمايد و نميتواند كار گذشته را برگرداند بعد از نااميدى از استفاده نمودن صندوقهاى مدارس ملى از وجوه اعانه نگارنده گرفتار زحمت شديد ميگردد زيرا كه مدرسه ادب بواسطه فسادى كه در آن رويداده دچار خسارت گرديده . مدرسه سادات بواسطه مخالفت‌كاريها حاجتمند مساعدت مالى گشته و از همه سختتر مدرسه كماليه است كه مدير تهىدست آن مدتى است بانتظار مساعدت دولت امرار وقت نموده اكنون نه ميتواند مدرسه را راه ببرد و نه ميتواند منحل نمايد طاقت تحمل هم بيش از اين براى او نمانده مرا سخت دردسر ميدهد و جز صبر و شكيب و افزودن بر آلودگيها و انتظار دستى كه از غيب بيرون آمده از بىاعتداليها جلوگيرى نمايد چاره‌ئى ندارد . در ميان اين پريشان‌احوالى كه از هر طرف مرا احاطه نموده وقايع مدرسه