سادات از پيشآمدهائيست كه حواس مرا سخت مختل ميسازد رفع فتنه مدرسه سادات جز باقدام وزارت معارف ممكن نميشود وزير علوم به تنهائى نميتواند در اين كار اقدام نمايد .
مظفر الدين شاه به سفر اروپا رفته كار دولت در هيئت وزرائى كه رئيس آنها ميرزا احمد خان مشير السلطنه است ميگذرد مشير الدوله هم تنها نميخواهد در رفع اين فساد اقدام كند ميترسد در غياب شاه مخالفين من و دشمنان معارف بهانهجوئى نموده دست بدست يكديگر داده فتنهئى برپا نمايند .
نگارنده با وزير علوم توافق نظر حاصل نموده كه مدير و دفتردار مدرسه را اخراج نمائيم ولى لازم است مشير الدوله مساعدت كامل داشته باشد مشير الدوله بدفع الوقت ميگذراند مكرر وعده ميدهد كه از طرف هيئت وزراء خطابى بوزير علوم صادر نمايد و بوعده وفا نميكند بالاخره در جواب يكى از مكتوبات شكايتآميز نگارنده مينويسد كار مدرسه سادات سابقه و لاحقهئى پيدا كرده نميشود بىاحتياطى كرد مبادا فتنهئى برپا گردد پس از رسيدن اين مكتوب شيشه صبر و طاقت من به سنگ آمده مكتوبى قريب به اين مضمون براى وى مينويسم : چه سابقه چه لاحقه سابقه اينست كه من بعد از زحمت و خسارت بسيار كه در تأسيس مدارس ملى تحمل نموده براى خدمت خصوصى به بنى اعمام فقير خود بتأسيس اين اساس پرداختهام و لاحقه آنكه اشخاص كوتهنظر طماع چشم از سخط خالق و ملامت مخلوق پوشيده اسباب زحمت براى من فراهم آورده شخص عالى هم كه از كموكيف و ظاهروباطن كار خبر داريد و باقدام شما بايد كار معارف از اين گونه حقشكنيها محفوظ بماند بملاحظه از اشخاص در مقام احقاق حق بر نميآئيد بلكه بواسطه دفع الوقتى كه مىشود مدعيان جرئت يافته بآبروى من و خانوادهام تجاوز مينمايند صريح مينويسم يا بفوريت امر كنيد وزارت معارف نظامنامه مدرسه سادات را بموقع اجراء گذارده دست اخلالكنندگان را كوتاه نمايد و اجازه بدهيد من برحسب تكليف و براى نگهدارى شرف و آبروى خود مدرسه را منحل و موضوع مفسده را از ميان برده در اين صورت بدنامى كه از اين اقدام براى دولت و ملت حاصل ميگرد به شخص شما متوجه مىشود .
مشير الدوله بعد از رسيدن اين مكتوب با اظهار مهربانى زياد درخواست مينمايد
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٧٣