حق بايد انديشه كرد چونكه حق است و بباطل اعتنائى نبايد نمود چونكه باطل است حرف حق را تكرار بايد كرد تا منتشر گردد و سخن باطل را نبايد به زبان آورد تا از ميان برود در اينوقت اگر خوب ملاحظه كنيم در دايره معارف غير از شخص نير الملك وزير علوم كه حسن نيت و صحت عمل نگارنده را احراز نموده با من مساعدت مينمايد باقى اعضاى انجمن معارف و مباشرين مدارس و مكاتب بيشتر با نگارنده مخالف ميباشند روحانىنمايان و دشمنان معارف هم كه همگى مخالفند كسانى هم كه با آنها مهربانى نموده در كارها دخالت دادهام بموجب كلام شريف بترسيد از شر كسى كه به او نيكى كرده باشيد از ضديت با من خوددارى نميكنند در اين صورت هرچه در اطراف خود نظر مىكند از دور و نزديك مخالف ميبيند و باز هم مخالف آيا با چه حربه ميتوان در مقابل اينهمه دشمن بدخواه ايستادگى نمود با حربه استقامت ، اعتماد بنفس ، درستكارى و بيطمعى پيروى نمودن از امر الهى :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ .
فصل سى و پنجم مدرسه ادب و قدسيه و كماليه و سعادت
در ابتداى تأسيس انجمن معارف مكرر صحبت بميان ميآمد كه نگارنده در محله چاله ميدان تهران مدرسهئى تأسيس نموده راه كودكان آن محل را بمعارف جديد نزديك نمايد در آن هنگام كه احتشام السلطنه دخيل كار معارف است چنين مقرر مىشود كه آن مدرسه احيائيه ناميده شود و بودجهاش راجع بصندوق معارف باشد تغيير وضع انجمن و افتادن صندوق معارف بدست مفتاح الملك اين تصميم را برهمزده افتتاح مدرسه را بتأخير مياندازد زيرا از صندوق معارف بمدرسهئى كه نگارنده تأسيس نمايد مساعدت نميشود نگارنده نيز چود چندان استطاعت ندارد كه مخارج اساسى و كسر بودجه مدرسه را هرقدر بشود تحمل نمايد در اين صورت جستجو مىكند كسى را كه قدرت مالى و حالى داشته باشد بدست آورده بدست او مدرسه را داير نموده هرچه بتواند با وى مساعدت نمايد ملاحظه ديگر اين است كه با عنوانات خانوادگى و شئون