وصول بقاياى مالياتها از حكام معزول نمونهئى از آن سادات ديده مىشود كه ديدار او در چشم بدهكاران دولت اثر ديدار ملك الموت را دارد مانند سيد جواد خزانه كه سيد رسمى خزانهدارى است .
مسلم است اگر مسلمانان حقوق مشروعى كه به دارائى آنها تعلق ميگيرد باهلش بدهند و اشخاصى كه خود را ذيحق به مباشرت وصول و ايصال خمس و زكات ميدانند آنچه را ميگيرند بمستحقش برسانند دولت هم نظرى در تنظيمات اين كار داشته باشد فقراى سادات با وضع آبرومندى به حق مشروع خود ميرسند و جمعى از آنها سيادت را سرمايه مداخل و تعدى قرار نداده تن به بيشرافتى نميدهند و لكن نه خمسدهندگان درست ادا ميكنند و نه خمسگيرندگان به صحت ميگيرند و نه وسائط به تكليف خود رفتار مينمايند دولت هم توجه و نظارتى در امور عامّه ندارد اينست كه روزبروز بر شماره متكدّيان سادات افزوده و از احترام ذرّيه طيبه كاسته ميگردد .
و اما نقيب و نقابت - نقيب السادات آقا سيد محسن شيرازيست سادات شيرازى در تهران جمعيت زياد دارند بيشتر آنها روضهخوان ميباشند بعضى اشخاص باسواد هم در آنها بوده و هست .
آقا سيد محسن از طرف دولت نقيب السادات شده براى جلوگيرى از تكدّى سادات فقراء ادارهئى تشكيل داده است ايام محرم و صفر در هر خانهئى كه روضهخوانى مىشود مأمور نقيب با اعتبارنامهئى وارد شده تنظيمات دم در تعزيهخانه و جلوگيرى از سادات فقير به عهده اوست از طرف بانيها مبلغ غير معينى بتفاوت اعتبار مجلس بدار النقابه داده مىشود و انعامى به خود سيد اگرچه اين مبلغ را هم نقيب ميگيرد كه ميان سادات فقير تقسيم كند ولى آنها راضى هستند نه بدهند و نه بگيرند .
گويند در اوايل اسلام يكى از پادشاهان مسيحى احكام صادر شده از پيغمبر اكرم را شنيده تمجيد مينمايد چون بمسئله خمس ميرسد ميگويد محمد ص بواسطه اينحكم اولاد خود را براى همهوقت گدا و بىهنر بار آورد بديهى است مصالح اينحكم از نظر اعتراضكننده پوشيده است ولى نتيجهئى كه از تجاوز نمودن از حدود حكم الهى ظاهر شده سخن اين پادشاه را ميپروراند بالجمله در تهران عدهئى از اطفال كه بعضى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٤٦