تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
نورسان آنها را شرح داده لزوم مساعدت با ايشان را به وصيت حضرت رسالت مرتبت بيان نموده فوائد تأسيس مكتبى مخصوص اطفال فقير سادات را در آن بيان كرده تقاضاى مساعدت از معارفخواهان و دوستاران خاندان رسالت مينمايد . شكر اللّه خان معتمد خاقان صدرى پيشخدمت مخصوص شاه كه با من دوست صميمى است و مرا در كارهاى ملى مساعدت مىكند ميگويد دفتر اعانه مدرسه را بدهيم بدست شيخ شيپور كه بمردم ارائه بدهد كه اسباب خيال كسى نشود چونكه اين شخص مسخره است و در عين حال وطن‌دوست و خوش‌فطرت مىباشد ولى من اين رأى را پسند نكرده ميگويم بايد جرأت كرد و بىملاحظه اقدام نمود چون كار خير است خداوند مدد مينمايد . ايام نوروز ميرسد وزير علوم بديدن نگارنده ميآيد از او عيدى ميطلبم وزير تعجب مينمايد چونكه مرا اهل اين گونه توقعات نميداند دفتر مدرسه سادات را برابر وى نهاده تحصيل رخصت در اقدام باينكار را عيدى خود قرار ميدهد . وزير علوم با اظهار مسرت رخصت‌نامه‌ئى كه نوشته شده امضاء مينمايد زان پس بتوسط معتمد خاقان دفتر را نزد شاه فرستاده مظفر الدين شاه نيز دستخط نموده مبلغ مختصرى هم اعانه ميدهد مفتاح الملك و انجمن معارف از كار مدرسه سادات مطلع ميشوند در حالتى كه كارى است تمام شده نه مىتوانند اخلالى در او بنمايند و نه حق دخالتى در آن دارند . زان پس اعلانى طبع و نشر نموده مردم را بمساعدت كردن با اين خيال دعوت مينمائيم نشر اين اعلان در مردم بيغرض بىنهايت حسن اثر مينمايد و بر حسد بدخواهان ميافزايد از آن اوراق يكى بدست حاج شيخ هادى نجم‌آبادى داده مىشود شيخ اظهار مسرت نموده مرا ميطلبد و در استقامت در اين خيال تشويق مىكند و فقط سفارش مينمايد كه به صورت گدائى درآورده نشود او را بر نيّت خود آگاه نموده مرا دعا مينمايد بالجمله خانه‌ئى در محله سرچشمه تهران اجاره نموده اثاثيه مختصر تدارك ديده لوحه مدرسه متبركه سادات بسر در آنخانه متبركه نصب ميگردد . سيد مرتضى دفتردارى مدرسه را با حقوق معين پذيرفته با كوشش قابل تمجيد