تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و بايد دانست كه از وزير علوم هم در اين مجلس غير از تماشاچى بودن كارى ساخته نيست - روى ميز در برابر صدر اعظم چند مجلد كتابست كه تازه تأليف گشته و كتابچه اساسى انجمن معارف كه مشتمل بر دستخط همايون و خط امين الدوله و اسامى اعانه دهندگان است نيز مىباشد . ميرزا على اكبر خان ناظم الاطباء نسخه كتاب لغتى كه تأليف نموده و زحمت بسيار در تأليف آن كشيده است بصدر اعظم ارائه داده ديباچه آن را در حالتى كه پيش روى صدر اعظم سرپا ايستاده است با نهايت سرعت از اول تا به آخر قرائت مينمايد و مورد تمجيد و تحسين مىشود . حكيم الملك دست برده كتابچه مزبور را برداشته در صفحه اول چشمش بدستخط شاه ميافتد كه دو هزار تومان اعانه داده وزير آن به خط امين الدوله كه دوازده هزار تومان كرم نموده اين صفحه را بصدر اعظم ارائه ميدهد صدر اعظم از روى سرزنش ميگويد كسى كه شش قدم از ولينعمت خود پيش بيفتد عاقبتش اين مىشود كه شد شنيدن اين سخن بيموقع غرض‌آميز نسبت به شخص معارف‌خواهى كه مبلغى قابل نياز معارف نموده باشد نگارنده را قلبا متأثر ساخته از گوينده آن دلتنگ مىشود . بالجمله در ختم مجلس صدر اعظم يك اسكناس پانصد تومانى نياز معارف نموده بدست احتشام السلطنه ميدهد و روانه ميگردد . در اين مجلس نگارنده احساس مىكند كه بواسطه خودنمائى احتشام السلطنه آتش حسد دسته مخالف در انجمن معارف شعله‌ور گرديده گاه باشد آسيبى بما برسانند اينست كه از احتشام السلطنه وقت ميخواهد تا در خلوت او را نصيحت نمايد . احتشام السلطنه ميگويد اگر راجع به كار معارف صحبتى باشد بهتر اين است مفتاح الملك نيز حاضر باشد بديهى است صحبت نگارنده مناسبت با حضور مفتاح الملك ندارد ولى باصرار احتشام السلطنه مجلس ملاقات در خانه مفتاح الملك منعقد و مذاكره محرمانه ميان سه نفر شروع مىشود نگارنده باحتشام السلطنه ميگويد وجود شما مخل كار معارف مىباشد . احتشام السلطنه ميگويد مطلب ديگر داريد اين جمله را به مثل ميگوئيد يا مطلب همين است .