اينك نظرى به انجمن معارف و اعضاى آن - نگارنده در انجمن معارف از كسانى است كه جز به صحت امر و رعايت قوانين موضوع و اجتناب از خودسريها و اغراض شخصى بهيچچيز نظر ندارم و در اين صورت باقدامات مفتاح الملك و رقابتهائى كه با احتشام السلطنه مىكند و خصوصا بيملاحظهگيها كه در تأسيس مدرسه افتتاحيه از انجمن دارد و خود را پاىبست مقررات آن نميداند بديده محبت نظر ننموده گاهى در مقام اعتراض بوى برميآيد .
بديهى است مفتاح الملك در مقابل اعتراضات نگارنده و در برابر رابطه مهرآميز من با احتشام السلطنه دلخوش نيست بلكه اظهار ملالت هم مينمايد اما احتشام السلطنه به عادت درباريان صورت ظاهر را با مفتاح الملك نگاهدارى نموده نميگذارد كشمكش باطنى آشكار گردد .
احتشام السلطنه روزى به اصرار نگارنده مرا بمدرسه افتتاحيه برده با مفتاح الملك الفت ميدهد اما اين اقدامات نتيجه نداده و اعضاى انجمن معارف دو دسته ميشوند يك دسته احتشام السلطنه ، اعتماد السلطنه ، ناظم الاطباء ، محمد اسمعيل خان آجودان باشى حاج شيخ مهدى شريف كاشانى و نگارنده و بعضى ديگر
دسته ديگر مفتاح الملك ، ممتحن الدوله ، شيخ مهدى شمس العلماء ، مؤتمن الاطباء و بعضى ديگر مسلم است اين اختلاف كلمه و اين دوئيت و كشمكش اعضاى انجمن معارف موافق ميل باطنى رئيس دولت مىباشد و بهتر وسيله است براى برهمزدن آن و آسودهخاطر گشتن او از اين رهگذر .
خصوصا كه مفتاح الملك بواسطه يكى از اولادش رابطه خصوصى با صدر اعظم حاصل نموده در اجراى مقاصد باطنى او از جان و دل ميكوشد .
مفتاح الملك علاوه از پيروى افكار باطنى رئيس دولت از بدست آوردن قلب نير الملك وزير علوم نيز خوددارى ننموده به او وعده ميدهد كه احتشام السلطنه را بجاى خود نشانيده نگذارد بحقوق وزير علوم تجاوز نمايد .
نير الملك كه در مدت صدارت امين الدوله مانند مرغى كه در چنگل شهباز گرفتار باشد مقهور دست احتشام السلطنه بوده بىاعتنائى بسيار از كسى كه زيردست خودش
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢١٦