تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
حاجى ميرزا محسنخان مشير الدوله وزير خارجه و شيخ الوزراء ميرزا اسمعيل خان امين الملك وزير داخله و منتظر ورود برادر خود امين السلطان از قم . حسينقليخان ما فى نظام السلطنه وزير ماليه . وجيه اللّه ميرزا امير خان سردار وزير جنگ - دو ماه كار دولت بدين منوال ميگذرد تا در ماه ربيع الاول 1316 امين السلطان بتهران آمده بشغل صدارت ميپردازد . روز دوم ماه ربيع الاول 1316 نگارنده در الهيه از امين الدوله صدر اعظم معزول ديدن مينمايد در صورتى كه امين السلطان تازه وارد شده در قيطريه شميران منتظر رسيدن بمسند صدارت است و بآمد و رفت اشخاص نزد امين الدوله مراقبت كامل دارد و البته نميخواهد كسى با او آمدوشد داشته باشد . امين الدوله در گوشه باغ الهيه با برادر خود مجد الملك مشغول تحرير است . نگارنده در اول ورود پس از تعارفات رسمى از صفاى الهيه تمجيد مينمايد امين الدوله جواب ميدهد چونكه منسوب است به خدا . پس با حال حيرت و از روى تعجب به اشاره دست و سر از نگارنده ميپرسد چرا چنين شد جواب مىدهم از خليل نحوى پرسيدند با وجود بودن على ابن ابيطالب چه شد كه او خانه‌نشين گشت و ديگران بر وى تقدم جستند خليل جواب گفت : بهر نوره نورهم و خالف جمهورهم جمهورهم و الناس الى اشباههم اميل - حاصل آنكه ميل افكار على و مردم فاصله بسيار بود و مردم اميرى هم افق با افكار خويش ميطلبيدند . از اين جواب امين الدوله را تعجب آميخته بمسرتى روى داده از جاى برميخيزد دست نگارنده را گرفته بتماشاى اطراف باغ روانه ميگردد . امين الدوله در مذاكراتى كه با من مينمايد ميخواهد شخص سيم در ميان نباشد گرچه برادر خود بوده باشد . امين الدوله از هر مقوله صحبت داشته بالاخره نگارنده را باستقامت نمودن در نگاهدارى معارف نورس توصيه مىكند و من به او اطمينان مىدهم كه به قدر مقدور استقامت نمايم . اين ملاقات بيش از آنچه صدر اعظم معزول را مسرور نموده باشد صدر اعظم