با اين همه آيا ميگذارند با نهايت آزردگى و در كمال پريشانحالى گوشهئى نشسته بر حال خود و بر حال اسف اشتمال مملكت تأسف بخورد ؟ خير نميگذارند و نميتواند ديگر در طهران و نواحى آن زندگانى نمايد بالاخره مجبور گشته سفرى اختيار مينمايد و عازم مسافرت حجاز مىشود .
امين الدوله پس از مراجعت از حجاز مدتى در حدود قفقاز با خانواده خود زندگى نموده بالاخره بگيلان بازگشت كرده در لشتنشا ملكى خود با كمال افسردگى امرار حيات مينمايد .
فصل سىام امين السلطان و معارف و تأسيس مدرسه شرف
در بحبوحه سرگرمى وطنپرستان و معارفپروران تهران بتوسعه دائره معارف و فراهم آوردن موجبات تعليم و تربيت عمومى يگانه پشتيبان اين اساس از ميان رفته ديگرى بجاى او مينشيند كه نه تنها داراى آن عقايد و افكار نيست بلكه نظر به دشمنى كه با امين الدوله داشته و اخيرا هم بر حرارت آن افزوده شده ممكن است به مؤسسات و نتايج افكار او بديده خشمآلود نظر نموده و از محو نمودن آن آثار دريغ ندارد .
بلى رفتن امين الدوله و آمدن امين السلطان بزرگتر آفت براى طفل يكشبه معارف جديد تصور مىشود .
امين السلطان شايد در ابتداى امر تصور مينمايد بىزحمت ميتواند بساط معارف نورس را درهم پيچيده آن را بگوشه فراموشى بيندازد اما پس از چند روز كه بگفتههاى اشخاص باخبر از داخله و خارجه و مخصوصا خارجهها گوش فرا ميدهد ميبيند اظهار مخالفت نمودن آشكارا با اساس معارف براى او موجب بدنامى شديد است و جز دشمنى با مؤسس آن بر محمل ديگر حمل نميگردد و بعلاوه ميبيند علاقمندى شاه باساس معارف به حدى است كه نميتوان او را از مساعدت با اين اساس منصرف داشت .