تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بر رعايت مقام پدر و شوهر خود مقدم ميدارند ميرزا محسنخان فرزند بزرگ امين الدوله سالهاست با حاج ميرزا محسنخان مشير الدوله كه بعد از عزل امين السلطان در عداد وزراء نامبرده شده وصلت نموده دختر مشير الدوله معروف است بفضل و كمال و در ميان زنان اين عصر ضرب المثال مىباشد . فرزند امين الدوله در اين وقت كه پدرش بصدارت رسيده هوس مينمايد دختر مشير الدوله را از خانه خود بيرون نموده يكى از دختران شاه را بحبالت خود درآورد مادر را راضى نموده و پدر را بمساعدت با اين خيال مجبور ساخته بهوس دامادى شاه و تحصيل اعتبارى از اين راه صميمىترين دوستان پدرش يعنى مشير الدوله را دشمن ترين اشخاص نسبت بخانواده خود ميسازد . مشير الدوله با اينكه برادر روحانى و همفكر با امين الدوله است بعد از اين واقعه همدست دشمنان او گشته بلكه بزرگتر آلت اجراى مقاصد آنها ميگردد . بديهى است عزل امين الدوله بدست شاه است و رأى شاه بدست خلوتيان خود خلوتيان و خواجه‌سرايان هم كه از رياست امين الدوله سودى نبرده‌اند اينك از طرف امين السلطان بنويدهاى نقد و نسيه و رسيدن بآرزوها تطميع گشته از هرگونه كارشكنى در نزد شاه بر ضد امين الدوله خوددارى نمينمايند . در اين صورت بايد ديد مهره صدارت امين الدوله بچه خانه خطرناك افتاده است روز پانزدهم محرم 1316 امين الدوله بدربار وارد شده از جانب شاه به او گفته مىشود استعفاى خود را تقديم دارد . امين الدوله درخواست تشرف مىكند و چون شرفياب ميگردد در حضور شاه نشسته ميخواهد خاطر همايون را از مفاسدى كه بر اين استعفا مترتب مىشود آگاه ساخته قلب او را متوجه فسخ عزيمت نمايد بىآنكه بداند در پشت سر كسى ايستاده از اين گفت و شنود مستحضر ميگردد در اين حال سيدى از خلوتيان شاه كه معرف به پرروئى و سماجت است ملقب بمقتدر السلطنه آهسته از در درآمده كنار ديوار ايستاده بشاه اشاره مينمايد كه فريب سخنان صدر اعظم را نبايد خورد . سيد دامن سردارى سفيد خود را كنار زده شال سبز را نمايان كرده دست