تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
تقاضا ميكرده حاجت او برآورده ميشده اكنون همه جمع گشته درخواست مينمايند و پذيرفته نميگردد . بالاخره دولت را به خيال خود تهديد مينمايند كه اگر مقضى المرام نگردند همه ايران را ترك نموده در عتبات عاليات مجاور خواهند گشت . امين الدوله از جانب شاه جواب ميدهد راه زيارت بسته نيست هركجا ميخواهند روانه گردند رؤساى روحانى بعد از شنيدن اين جواب براى برهم زدن صدارت امين الدوله قواى خود را جمع‌آورى نموده حتى آنكه شاه را بعنوان فساد عقيده و پيروى از طريقه شيخى تهديد مينمايند و ميدانند شاه از دادن اين نسبت به او انديشه دارد تهديد مزبور هم بىاثر واقع نميگردد و بر جرأت مخالفين امين الدوله ميفزايد . اينجا بايد نظرى بقم و اردبيل انداخته سرچشمه توليد موانع صدارت امين الدوله را در ايندو شهر نيز مشاهده نمود . اما قم امين السلطان در گوشه خانه در حال معزولى نشسته كاركنان وى و جيره خواران تهىدست شده او در تهران در هر لباس با داشتن همه‌گونه اسباب از افروختن هر آتش بر ضد امين الدوله و از دامن زدن بهر آتش افروخته شده بدست ديگرى براى اين كار آنى غفلت ندارند . و اما اردبيل ملك التجار تهران بواسطه اختلافى كه ميان او و امين الدوله در موضوع ملكى بوده به حق يا ناحق در صورتى كه با مقام و اخلاق صدر اعظم مناسب نبوده است باردبيل تبعيد گشته كاركنان وى كه بيشتر آنها تقريبا همان كاركنان امين السلطان ميباشند هم در اخلال نمودن به كار صدارت امين الدوله دقيقه‌ئى فروگذار نمينمايند . اين موانع در كار صدارت امين الدوله هست بعلاوه يك مانع داخلى كه آن را هم كوچك نميتوان شمرد و آن رفتار سر تا پا غرور زن و فرزند صدر اعظم است كه او خود از همراهى با خيالات ايشان تا يك اندازه ناگزير مىباشد و بواسطه سلامت نفسى كه دارد مقهور آنهاست بىآنكه عواقب آن را ملاحظه كند . آرى صدر اعظم با همه رزانت رأى و شهامتى كه دارد بدست هوى و هوس زن و فرزند خويش گرفتار مىباشد اين مادر و فرزند هم رسيدن بآرزوهاى شخصى خود را