انجمن معارف و مدرسه علميه بعد از اين مجلس بر اعتبارات خود ميافزايد و در آخر ماه اول مشاهده مىكند از وجهى كه براى كسر بودجه مدرسه تخصيص داده مبلغى اضافه آمده است .
انجمن چنان صلاح ميبيند از خوان نعمت معارفى كه گسترده اولا بينوايان را هم بىبهره نگذارد از اين سبب اعلام مينمايد كه انجمن عدهئى از اطفال فقراء را براى تحصيل مجانا ميپذيرد .
اطفال فقرا كه انتظار چنين خوشبختى را ندارند هجوم ميآورند بحديكه انجمن از پذيرفتن آنها عاجز ميماند بالاخره جمعى را پذيرفته و مابقى را بتوسعه يافتن دائره قسمت مجانى موكول مينمايد .
از پيش اشاره شد در خصوص تربيت تعليمات ابتدائى انجمن منتظر است نتيجه عمليات مير محمد على تبريزى رقيب مدير رشديه را ديده پس از آن تصميم قطعى اتخاذ نمايد .
سيد مزبور در قسمت ابتدائى مدرسه علميه عملياتى كه قابل توجه باشد بروز نميدهد برعكس در امتحانى كه از مدرسه رشديه مىشود ترتيب تدريس ابتدائى آنجا كه الفباى صوتى با خط نستعليق بطور خوشى بنورسان ياد داده با اينكه خالى از اشكال نيست و زحمت هم دارد بالنسبه پسنديده شده بتعميم دادن آن تصميم ميگيرد .
احتشام السلطنه در اين امتحان مدرسه رشديه از گذشتهها بمهربانى نمودن با مدير و بانعام دادن شاگردان به خيال خود تلافى مينمايد و بالاخره مقرر ميگردد تعليمات ابتدائى مدرسه علميه هم به عهده مدير رشديه بوده باشد و حاج محمد اسمعيل ناصح بروجردى به سمت معلمى ابتدائى از رشديه بعلميه ميرود .
در اين ايام ميرزا محمود خان مفتاح الملك به خيال ميافتد در محله سنگلج مدرسهئى دائر نموده از صندوق انجمن براى كسر آن استمداد نمايد اين كار در ظاهر خدمت بمعارف است در باطن رقابت نمودن با احتشام السلطنه .
مفتاح الملك بدستيارى اولاد كارآمد خود و ممتحن الدوله كه با وى نسبت دارد به زودى بتأسيس آن اساس موفق گشته نام آن مدرسه را افتتاحيه ميگذارد و بمناسبت
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٩٧