اجازه طبع و نشر نيافته در محاق ابدى فرو ميرود .
بعد از آن در كلكته روزنامهئى بنام حبل المتين بمديرى سيد جلال الدين كاشانى دائر ميگردد و روزبروز در ايران خوانندگانش زياد ميشوند حبل المتين با آنكه در اول تأسيس خط و طبعش چندان پسنديده نيست مندرجاتش اهميت شايان دارد و داراى مسلك ثابت و معتدلى است .
در مصر در روزنامه ثريا بمديرى آقاى سيد فرج اللّه كاشانى و سردبيرى ميرزا - عليمحمد خان پرورش دائر مىشود و نيكو رواج ميگردد در لندن روزنامه خلافت كه يكورق آن به فارسى نوشته مىشود حقايق را بىپرده مينويسد و بطور كلى تغيير سلطنت ايران و بر طرف شدن مانع بزرگ آزادى مطبوعات بضميمه رياست امين الدوله بر اداره دولت جرايد را آزادى داده بيملاحظه هرچه ميخواهند مينويسند خصوصا كه قوه جوان پرشورى هم بميدان مطبوعات قدم ميگذارد و آن مدير روزنامه نورس پرورش مصر است .
ميرزا عليمحمد خان پرورش جوانى است از اهل كاشان مدتى در طهران در اداره روزنامه ايران و اطلاع سمت منشىگرى داشته صاحب قريحه روشن داراى افكار نورانى در فارسىنويسى زبردست و باسليقه است اين جوان از تهران باروپا رفته بالاخره در مصر سردبير روزنامه ثريا ميگردد .
روزنامه ثريا كه بزرگتر سرمايه او وجود اين سردبير است در پرتو قلم نگارنده چالاك خود و در سايه پيشآمد اوضاع زمان و مخصوصا انقلابات ايران خواننده بسيار در داخل و خارج مملكت پيدا نموده به حدى كه مدير كمسواد آن مغرور شده تصور مينمايد با كنارهگيرى سردبير مزبور هم ميتواند ثريا را در همان اوج ارتفاعى كه دارد نگاهدارى نمايد اينست كه در خشنود نگاهداشتن وى كوتاهى نموده او را بدورى نمودن ناگزير ميسازد ميرزا عليمحمد خان كه ميداند تابش نور ثريا در ايران از پرتو قلم آتشبار اوست و هرچه بهر عنوان بنويسد داراى همين اثر خواهد بود مصمم مىشود خود روزنامهئى بنام پرورش داير نموده اشعه انوار افكار وطنپرستانه خود را در روى صفحات آن بديده خوانندگان برساند .
مدير پرورش در اين انديشه از دوستان و هواخواهان خود در داخل و خارج استمداد
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٠٠