عربى باسلوب جديد مهارت دارد براى تدريس اين مدرسه مخصوصا جلب مىشود و كار تدريس عربى او مورد تمجيد ميگردد .
مدرسه علميه از بابت ماليه نگرانى ندارد زيرا كه قسمتى از ماليه آن را محصلين ميپردازند صندوق اعانه هم كه وجه قابلى جمعآورى نموده از اداى كسر بودجه دريغ نمينمايد .
انجمن معارف در آخر ماه ذى الحجه 1315 براى افتتاح رسمى مدرسه علميه و جلب توجه عمومى بمركز معارف جديد از امين الدوله صدر اعظم و جمعى از رجال محترم دعوت مينمايد .
در اين مجلس احتشام السلطنه از صدر اعظم رخصت ميطلبد كه پارهئى از كتابهاى مفيد براى بيدارى ملت از زبانهاى خارجه ترجمه و طبع و نشر گردد .
صدر اعظم در جواب ميگويد البته فراهم آوردن اسباب يك اندازه بيدارى ملت لازم است ولى نه زياد زيرا كه شخص غريق اگر از زندگانى خود نااميد شد از تلاش كردن و دست و پا زدن هم كه ممكن است او را بتخته پارهئى برساند بازخواهد ماند .
صدر اعظم در اين شب بيشتر از ديگران بنگارنده توجه دارد و در ضمن صحبت بحاضرين ميگويد چون فلانى در ضمن گفتگو بآيات قرآن استشهاد مينمايد چه ضرر دارد من نيز آيهئى از كلام اللّه مجيد بخوانم :
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ
دو ساعت از شب ميگذرد بصدر اعظم تكليف مينمايند اطاقهاى مدرسه را ببيند خدمتگذاران بعادتيكه هست چراغها را كشيده صدر اعظم تمام اطاقها را گردش نموده از مدرسه بيرون ميرود و در تمام اين مدت آن مرد مؤدب نگارنده را بر خود مقدم داشته بيش از آنچه ديگران انتظار دارند حرمت ميگذارد .
شنيده مىشود بعد از اين مجلس يكى از حاضرين در اين موضوع از روى حسادت با صدر اعظم صحبت ميدارد و جواب ميشنود اگر در كسوت روحانيان كسى داراى احساسات وطنپرستانه گشت و در راه معارفپرورى قدم گذارد بايد از او تجليل كرد تا ديگران تشويق گردند حسن نيت امين الدوله از اين جواب نيكو هويدا ميگردد .