تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
صدر اعظم كم‌كم دلسرد شده بشاه و همراهانش بىاعتنائى مينمايد باندك چيزى كه مخالف طبع او واقع شود خود را بناخوشى زده از خانه در نيامده كارها از جريان خود باز ميماند . صدر اعظم در زمان ناصر الدينشاه اين عادت را داشته و بواسطه عزمى كه ناصر الدين شاه در نگاهدارى او در مسند صدارت بخرج ميداده بدلجوئى و تفقد خاتمت مييافته اكنون تصور مينمايد از اين عادت باز ميتواند استفاده نمايد در صورتى كه اين كار بيشتر فرصت بدست دشمنانش ميدهد . همراهان شاه با يكعالم آرزو و با هزارگونه گرفتارى بطهران رسيده‌اند سد بزرگى را كه ميان خود و آرزوهايشان مشاهده مينمايند وجود صدر اعظم است و بس . فرمانفرما حاكم طهران محرم شاه و همقطار قديم با خلوتيان او نيز براى بر همزدن صدارت امين السلطان روزوشب كوشش مينمايد . با اين تفصيل صدر اعظم با نهايت بىاعتنائى امرار وقت نموده در عاقبت كار خويش انديشه نميكند و اينقدر حاضر نميشود كه پاره‌ئى از كارها را از دست بستگان خود گرفته بعضى از همراهان شاه را راضى نمايد صدر اعظم در مجلس عام كه صحبت از و با و قرنتين بميان ميآيد ميگويد قرنتين را در قافلان كوه بايد گذارد و مرادش جلوگيرى از بلاى همراهان شاه است كه از آذربايجان رسيده توقعهاى زياد دارند بديهى است اين گفتار و رفتار در ميان اين همه دشمن خاتمت دادن دوره رياست او را نزديك مينمايد . اين كشمكش دربار اساس كار دولت را از كشورى و لشگرى متزلزل ميسازد و انتظامى را كه در مدت رياست بااقتدار امين السلطان در همه‌جا حاصل شده بود مبدل به بينظمى و اغتشاش مىكند . و بزرگتر چيزى كه موجب پيش‌آمدن اين اختلافات است خالى بودن خزانه دولت است از وجه نقد . شاه و همراهان او پول ميخواهند پول بسيار نوكيسگان كيسه‌هاى خود را پر ميخواهند بيخانمانها خانمان اسباب تجمل وسايل عيش‌ونوش و همه‌چيز ميطلبند . بالجمله همه ميخواهند در زمان كم داراى همانمقام بشوند كه نوكرهاى ناصر الدينشاه در مدت چهل پنجاه سال دارا شدند .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 172 | يحيى دولت آبادى