تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
اقدام ننمايد در اين صورت بهتر آنست پيش از ورود او بتبريز كار مقصرين ساخته گردد از روى اين سياست و در تعقيب اين سعايت دستور مخصوصى براى كشتن آن سه تن خطاب بوليعهد صادر شده بتوسط يكى از صاحبمنصبان كشيكخانه موسوم بكرند يوزباشى از طهران بتبريز ميفرستند . مأمور مزبور چنان كه بيواسطه از زبان او شنيده شد دستور دارد بسرعت تمام حركت نموده پيش از ورود امين الدوله دستخط را بوليعهد داده خدمت را بانجام برساند . اردوى امين الدوله نزديك تبريز است سوار حامل حكم قتل محبوسين از آنجا گذشته بىآنكه باردوى امين الدوله وارد شود بتبريز رفته مأموريت خود را انجام ميدهد . وليعهد در همان شب كه به ظاهر شب دوم ربيع الاول و فرداى آن روز روز قصاص ميرزا رضاست در طهران برحسب امر دولت در پاسى از شب گذشته امر مىكند سه شخص سابق الذكر را از سردابه‌ئى كه در آن محبوسند درآورده در همان باغ كه منزلگاه شخصى اوست و اعتضاديه ناميده مىشود در كنار باغچه زير درخت نسترن يكى را بعد از ديگرى سر مىبرند و كشنده آنها على فرقين ناميده مىشود . بالجمله امين الدوله بتبريز وارد مىشود در حالتى كه كار آنها گذشته از زحمت زندگانى و مخصوصا از مشقت شديد محبس نجات يافته‌اند . گفتم مشقت شديد محبس بلى يكى از رجال دانشمند آذربايجان حكايت مينمايد در شب آخر عمر آنها چون كمى از شب ميگذرد وليعهد به من امر مينمايد چراغى بدست گرفته بمحبس بروم تا از محبوسين سؤالاتى نموده جواب بگيرم . وليعهد خود با من آمده پشت در محبس ايستاده بگفت و شنود ما گوش فراميدهد سردابى كه موقة محبس گشته طاق‌نماهاى آجرى كوتاهى دارد كه شخص نميتواند زير آنها بىآنكه گردن و شانه را خم نمايد بنشيند هريك از محبوسين را در حالتى كه كند در پا و زنجير سنگينى در گردن اوست زير يكى از آن طاقنماها جاى داده نميتوانند سر بلند نمايند . محبوسين شخص مستنطق چراغ بدست را ميشناسند ( چنان كه او خود ميگويد ) نظر بعقيده وطنخواهى كه به او دارند از عقايد آزادىطلبى با وى سخن ميگويند در