روحانيان تشرف جسته و درهم و برهم بر او گرد آمده صدر اعظم عصاى درشتى در دست مانند يساول پشت سر اين حوزه در برابر شاه ايستاده است .
صحبت مجلس تعريفى است كه شاه از اقدامات صدر اعظم مىكند و اظهار چاكرى است كه از صدر اعظم در مقابل عواطف ملوكانه بروز مينمايد .
بضميمه بيانات تشكرآميز و اظهار دعاگوئى زياد از طرف حاضرين پس از بيرون آمدن از محضر همايونى در حياط باغ گلستان شنيده مىشود يكى به ديگرى ميگويد آيا بهتر نميبود اگر آنكه نشسته بود عصا را در دست گرفته سرپا ميايستاد و آنكه ايستاده بود بجاى وى مينشست تأثير وضع محضر پادشاه را از اين مذاكره در دلهاى تشرفجستگان ميتوان احساس نمود .
خلاصه روزى چند اعليحضرت در شهر توقف نموده بواسطه گرمى هوا بييلاق شميران تشريففرما شده تا اواخر ماه صفر 1314 در ييلاق توقف مينمايد .
مردم انتظار دارند يكى دو روز بعد از ورود موكب همايونى بقصاص نمودن قاتل پدر امر مبارك صادر گردد ولى اعليحضرت باحترام دو ماهه محرم و صفر كه ايام روضهخوانى و عزادارى است صدور اين امر را موكول باوائل ربيع الاول مينمايد .
صدر اعظم هم به اين تأخير بىميل نميباشد تا همراهان شاه نيز از زبان ميرزا رضا آنچه را كه ديگران شنيدهاند بشنوند و بدانند كسى در كار قتل شاه شركت نداشته است اين است كه مكرر او را در مجالسى كه چند تن از شاهزادگان و رجال مخصوص شاه حاضر باشند آورده استنطاق وى را تجديد نموده و نميشنوند مگر آنچه از پيش شنيده شده است ميرزا رضا هم احتمال ميدهد كه مورد عفو پادشاه بگردد ولى اينطور نيست و روز دوم ربيع الاول روز قصاص او مقرر ميگردد .
در شب اين روز آخر مجلس استنطاق قاتل در حضور صدر اعظم و جمعى از وزراء و رجال مظفر الدينشاه منعقد شده بىآنكه او بداند اين شب شب آخر عمر اوست پس از نيمه شب او را از عمارت ارگ بسربازخانه ميدان مشق ميفرستند .
روز پنجشنبه دوم ماه ربيع الاول هزار و سيصد و چهارده در ميدان مشقدارى برپا نموده اول طلوع آفتاب از دم سربازخانه تا پاى دار دو صف نظامى كشيده شده در
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٥٨