ميرزا آقا خان برسم قديم ايران مصمم بوده بتقليد شيخ سعدى كه ديپاچه گلستان را بنام سعد زنگى نوشته ديباچه رضوان را بنام شاه يا يكى از شاهزادگان و رجال معظم ايران بنويسد و لكن ستمكارى بسيار كه از دولتيان ديده بحديكه او را به ترك يار و ديار واداشته از اين انديشه منصرف نموده ديباچه مزبور را در قسطنطيه بنام سلطان حميد خان ثانى مينويسد و چون انتساب دولت را بيان مىكند ميگويد فى دولة سلطانها عبد الحميد الثانى و هم در وصف اوضاع طبيعى قسطنطنيه مينويسد در ساحات بهشت آساى آسيا چنين بوستان نعم و گلستان ارم نديده بودم .
بالجمله مؤلف مزبور كتاب رضوان را با ديباچه مشعشعى تقديم سلطان حميد خان نموده عطوفت سلطانى را بجانب خود جلب مينمايد و مرسومى در مقابل اين خدمت براى او مقرر ميگردد ميرزا آقا خان چند سال در استانبول زندگانى بارفاه نموده جمعى كثير دوست و آشناى صميمى از عثمانى و اروپائى و غيره بدست ميآورد و هم در آنجا متأهل شده يكجهت قصد اقامت مينمايد .
و اما رفيقانش - نزديكترين رفيقان ميرزا آقا خان شيخ احمد روحى است كه در كرمان اليف و حليف او بوده شيخ احمد چنان كه در فصل دهم نگارش يافت در ايام اقامت ميرزا آقا خان در اصفهان از كرمان بآنشهر آمده باتفاق بطهران و باهم بقسطنطنيه رفتهاند .
شيخ احمد بواسطه ذوق عرفانى و عربيت و ادبيت و حسن محاورهئى كه دارد نزد مشايخ و ارباب فضل عثمانى مقام و مرتبهئى يافته در مدت اقامت استانبول زبان تركى تحصيل نموده زبان فرانسه را فراگرفته از معلومات جديد اطلاعاتى تحصيل نموده او نيز تأهل اختيار كرده مقيم قسطنطيه گرديده است .
شيخ محمود افضل الملك روحى و برادر ديگرش شيخ ابو القاسم بديدار برادر خود باستانبول رفته مدتى باهم زندگانى مينمايند
افضل الملك معلوماتش از شيخ احمد بيشتر و جامعيتش از وى افزون است كتاب صد خطابه كه تأليف آن بميرزا آقا خان نسبت داده مىشود افضل الملك آن را اثر خامه خويش ميداند .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٦١