حالتى كه خلقى انبوه براى تماشا بميدان آمدهاند ميرزا رضا را از محبس درآورده از ميان دو صف نظامى ميآورند .
چون بپاى دار ميرسد ميخواهند طناب به گردن او ببندند گويند سخنى به زبان آورده كه حكايت از حال خود و حال مملكت مينموده اما عين عبارت بدست نيامده و بر صحت آن اطمينان ندارد .
بالجمله در ميان صداى موزيك كه از اطراف بلند است و در هياهوى تماشاچيان و سبقت گرفتن عكاسان بر يكديگر براى برداشتن عكس بدن قاتل بر فراز دار ديده مىشود كه ريسمان قصاص بر حلقوم او فشار آورده در دم جان ميسپارد .
فصل بيست و سوم ميرزا آقا خان كرمانى و رفيقانش
ميرزا عبد الحسينخان مدعوّ بآقا خان كرمانى كه در فصل دهم و نوزدهم بشرح حال او اشارت رفته اينك نزديك ده سال است در استانبول اقامت دارد زبان تركى استانبولى را نيكو فراگرفته . زبان فرانسه را تكميل كرده در تاريخ و فلسفه و ادبيات تحصيلات زياد نموده با اشخاص بزرگ دانشمند خلطه و آميزش داشته افادهها كرده استفادهها نموده است .
ميرزا آقا خان با ميرزا حبيب دستان اصفهانى كه يكى از ادباى عصر است و در استانبول اقامت دارد آشنا شده مدتى در منزل او مسكن داشته اديب مزبور را در تأليف و تصحيح مؤلفات و مصنفات او و ديگر خدمات معارفى مانند ترجمه كتاب حاجى بابا و غيره مساعدت مينموده ميرزا آقا خان چنان كه در فصل نوزدهم نوشته شد در روزنامه اختر استخدام قلمى حاصل نموده ماهى دوازده ليره از آن اداره معاش ميگرفته و هم در مدرسه ايرانيان تدريس فارسى و عربى مينموده از آن راه نيز ماهى هشت ليره كسر معاش خود را جبران مينموده است .
ميرزا آقا خان در مدت اقامت قسطنطنيه كتاب هشتبهشت - قهوهخانه - نامه