اين اول دفعه استكه يك مطلب مهم منطقى بطور شبنامه آن هم مرتب و منظم در اين پايتخت منتشر مىشود بىآنكه معلوم گردد گوينده و نويسنده و توزيعكننده چه اشخاصى و در چه كسوت و حرفتى ميباشند و اين اطلاعات خصوصى را از كجا تحصيل مينمايند .
انتشار اوراق مزبور نه تنها آن دو رئيس روحانى را از بلندپروازى بازميدارد بلكه ديگر روحانيان و روحانىنمايان را تهديد مينمايد .
بعد از اين واقعه دو تن از رؤساى روحانى طهران كه با دو رئيس سابق الذكر رقابت دارند پيش پاى خود را براى توسعه دادن دايره رياست روحانى و تصدى امور قضائى بازتر ميبينند و آن دو تن آقا سيد على اكبر تفرشى و آقا سيد عبد اللّه بهبهانى ميباشند و اين دو شخص نيز با يكديگر رقابت دارند .
در خاتمه اين فصل تذكر داده مىشود كه حوادث واقعه سياسى در دنيا عموما و در ايران خصوصا بضميمه اقتضاى وقت و آثار بيدارى كه در قوه جوان ايرانى هويدا گشته و مخصوصا آثارى كه از اقدامات وطنپرستان و تجددخواهان در سالهاى آخرين بروز نموده سبب مىشود كه مغزها از خرافات اندكى خالى شده و ديگر چندان وقعى بعوامفريبى روحانىنمايان نميگذارند .
بلى روحانيت حقيقى خورشيدى است كه سر در نميآورد مگر از افق گريبان روحانى حقيقى و يك جامعه وقتى دچار مرض انحطاط اخلاقى شد بوجود عالى و دانى افراد برحسب استعداد ذاتى كه دارند سرايت مينمايد و روحانيت بازيچه دست اشخاص خودپسند طمعكار ميگردد .
ديگر آنكه بعد از واقعه دخانيه و اعتبارات فوق العاده كه از اين راه در مركز رياست روحانى هويدا شد و روحانيان پيرو سياست مركز هم از آن استفاده اعتبارى كردند عموم روحانيان باستثناى وجودهاى مقدس منزه روحانى ميكوشند تا در سياست مملكت دخالت نموده از اين راه بر اعتبارات خود بيفزايند در صورتى كه امتزاج سياست و روحانيت نه تنها دامان روحانيت را لكهدار بلكه اساس سياست را هم متزلزل ميسازد
باوجود اين دولتيان در برانگيختن روحانىنمايان در برابر روحانيان حقيقى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٦