ميرزاى شيرازى در اين خصوص و در خصوص بعضى حوادث فارس كه مخالف ترتيب و انتظام واقع شده يكى دو مكتوب تند بشاه مينويسد و نتيجه مطلوب بدست نميآورد اما دنبال مطلب را رها نكرده بر اصرار خود ميفزايد .
كامران ميرزا آقا ميرزا حسن را بر ان واميدارد كه آشكارا بر ضد رژى اقدام نمايد يعنى بر ضد دولت و مسلم است كه آقا ميرزا حسن تا اطمينانى از ميل باطنى شاه نداشته باشد جرأت نميكند بچنين كار بزرگ اقدام نمايد .
در اين ايام نگارنده در حوزه درس آقا ميرزا حسن حاضر ميشوم همه روزه پيش از شروع بدرس ميرزا شرحى راجع به اين كار براى طلاب بيان نموده مضرتهاى اين امتياز را آنطور كه دستور به او دادهاند شرح ميدهد و ضمنا ميگويد دوست ميدارم پرده نازكى كه ميان دولت و ملت باقى مانده است برداشته نشود و با رعايت ادب و احترام موفق ببرهمزدن اين امتياز بگرديم و اين پرده نازك شايد همان پردهئى باشد كه به روى دوروئى شاه و نايب السلطنه در مقابل انگليسيان و صدر اعظم كشيده بوده است بهر صورت يكى از طلاب محضر ميرزاى آشتيانى آقا سيد اسد اللّه خرقانى است كه در فصل نهم بنام او اشارهئى رفته آقا سيد اسد اللّه بواسطهء اينكه از اصحاب آقا شيخ هادى نجمآبادى است و در اين وقت حوزه او هدف حمله پارهئى از روحانىنمايان شده است تا از شر بدخواهان خويش در امان باشد بحوزه درس ميرزاى آشتيانى حاضر مىشود اما كامران ميرزا را دشمن خود و دشمن تمام تجددخواهان ميشناسد در اين قضيه چون ميداند اظهارات ميرزا بر وفق مرام كامران ميرزاست اظهار موافقت نمينمايد و گاهى حرفهاى مخالفت آميز مىزند اين است كه كمكم در اين حوزه مورد بدگمانى گشته ميرزا از او ملاحظه دارد يك روز كه اتفاقا سيد غائب است آقا ميرزا حسن نگرانى خود را از سيد بكنايه كه همهكس ميفهمد كه مقصود كيست ميفهماند و سيد ديگر بمجلس او حاضر نميگردد .
بالجمله افكار عمومى براى يك اقدام عملى حاضر مىشود .
بالاخره حاج محمد كاظم ملك التجار كه مردى متهور و جسور است و با نايب السلطنه و ميرزاى آشتيانى محرميت دارد فتوائى بامضاى ميرزاى شيرازى منتشر مىكند به اين مضمون :
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٠٨