تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
هريك از روحانيان در هر شهركه طرفدار برهمزدن كار رژى يعنى به ظاهر بر ضد دولت قيام نموده بوده‌اند مرجعيت تامه مييابند و اتصال مخصوص بميرزاى شيرازى حاصل مينمايد گرچه پيش از اين نه در انظار مردم وقعى داشته‌اند و نه در رياست روحانى مقامى . ميرزاى شيرازى هم بعد از حسن خاتمت يافتن اين كار انكار نميكند كه حكم حرمت استعمال دخانيات از او بوده است .

فصل هفدهم احوال خانواده

پدرم در مدت توقف طهران با كمال احترام رياست شرعى مينمايد مردم از موعظه‌هاى مؤثر او استفاده ميكنند خواص و مخصوصا صاحبان افكار تازه از مذاكرات اخلاقى كه در مجالس مينمايد و از آداب‌دانى و حقوق‌شناسى او بهره مىبرند . و از همه بالاتر استغناى طبع اوست كه قانع است بهرچه از خود دارد و اين در نظر خواص خصوصا رجال دولت كه اغلب گرفتار توقعات روحانىنمايانند قابل توجه شده بر احترامات او افزوده شده است . چيزى كه در اين حال خاطر ما را مكدر دارد اخبار ناگوارى است كه از اصفهان ميرسد در اصفهان معاندين پدرم از هرگونه تجاوز بحقوق برادران من و از رسانيدن هر قبيل زيان به دارائى ما دريغ نميدارند . پدرم مكرر بدولتيان شكايت مىكند ثمرى نميبخشد . امين السلطان با كمال دشمنى كه با ظل السلطان دارد از دشمنان دربارى خود مخصوصا كامران ميرزا ملاحظه دارد كه علنا با ظل السلطان براى خاطر پدرم طرف گردد ناصر الدين شاه هم با اينكه ميداند مطلب از چه قرار است ملاحظه پسرش را از دست نميدهد . و بالاخره بوسيله دستخط محرمانه كه بميرزا زين العابدين امام جمعه طهران مىكند پدرم را مكلف ميسازد در طهران اقامت گزيند و بظل السلطان توصيه مىكند مزاحم خانواده ما نباشد .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 111 | يحيى دولت آبادى