تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نويسنده آن مقاله مينويسد مقتصد سياسى كسى است كه در عين روشنائى روز تاريكى شب را ببيند و در عين حرارت تابستان سردى زمستان را احساس نمايد . سنگينى سياست روس و مزيت آن بر سياست انگليس براى ما خطرناك است و هيچ‌چيز نميتوانست سياست روس را محدود نگاهدارد مگر همين امتياز كه بانگليسيان داده شده بود . بهرحال اين امتياز مفيد يا مضر برهم مىخورد و تأثيرات نيك‌وبد آن پس از اين معلوم ميگردد اينك بنگارش اجمالى از اصل واقعه بپردازيم . بعد از مراجعت نمودن ناصر الدين شاه از اروپا كمپانى انگليسى بعمليات شروع كرده شخص با سياستى را براى اداره كردن دخانيات بايران ميفرستد موسوم به ( انستين ) شخص مزبور با شتاب باقدامات ميپردازد در طهران عمارت مركزى مفصلى بنا مىكند تشكيلات ادارى ميدهد مستخدمين زياد با مواجبهاى گزاف ميپذيرد و به زمان كمى نفوذ خود را بولايات سرايت داده آثار اقتدار خويش را در همه‌جا هويدا ميسازد روسها كه از اصل امتياز دلتنگ هستند از آثار عملى آن دلتنگ‌تر گشته بمقام اسباب چينى برآمده كار را به جائى ميرسانند كه ناصر الدين شاه را از كرده خود پشيمان ميسازند اما در ظاهر شاه نميتواند اقدام مخالفى بنمايد خصوصا كه رژى مصارف زياد در مدت كم نموده و اگر بخواهند اين كار را برهم بزنند بايد مبلغ گزافى بغرامت بدهند ولى با اين تفصيل كاركنان روس دست از كار نميكشند تا كامران ميرزاى نايب السلطنه را بضديت نمودن وادار مينمايند . كامران ميرزا علاوه بر منافع خصوصى كه شايد در اين مخالفت نمودن دارد غلبه بر خصم را هم غنيمت شمرده پاى بعضى از روحانيان و اشخاص كاركن را از تجار و غيره بميان آورده در زير يك پرده نازك كه او خود ديده نشود بعمليات مخالف ميپردازد . كامران ميرزا آقا ميرزا حسن آشتيانى را كه بر ديگر روحانيان تقدم علمى دارد با خود همراه مىكند و او بهر وسيله هست در سامره به گوش حاج ميرزا حسن شيرازى كه رئيس اول روحانيان مذهب جعفرى است مىرساند .