هجوم آورده يك بازار را هم غارت نمودند و بعد از آن سوارهها را مانع شدند .
يك ماه تمام بازار آنجا بسته شد و كربلايى محمد باقر آنجا جسارت زياد داشت ، بازار و همهجا تردّد مىكرد و بعد از آن آقا مير محمد رسيده بود ، كمكم آنجا امن شده و دادوستد « 1 » مىشد . لكن طلب در هركس بود ديگر هيچيك نمىدادند .
مدت يك سال در كرمانشاه ماند ، هرروز به مرافعه و حكومت عارض مىشد ، با هزار معركه قدرى وصول نمود . بهقدر پانصد تومان سوخت شد كه المفلس فى امان اللّه و پانصد تومان بعضىها قبض داد الى دو سال بدهند بعضى قبض ندادند كه هروقت باشد مىدهيم و حجره « 2 » را برچيد .
در سال 1326 ماه [ ربيع الثانى ] « 3 » اينجا آمد و منافع ما آن شد كه سه هزار تومان يك سال و نيم در هوا ماند و چهار سال دادوستد « 4 » [ و ] زحمت در آخر به قدر چهار صد تومان از سرمايه ضرر ما شد و هرگاه كربلايى محمد باقر نمىشد آن مطالبات يكى وصول نمىشد . از براى دو تومان ده دفعه به خانه حاكم مىرفت ، خيلى زحمت كشيده و جاى تحسين بود و يك ماه بود كه اينجا آمده بود كه بلواى تبريز اتفاق افتاد بدون واهمه هرجا مىرفت از احوالات شهر مطلع مىشد چه اتفاق افتاده و بعد از آرام شدن بلوا در ماه شوال عازم رشت شد . در آنجا به دادوستد « 5 » مشغول شد و حساب دفترى حجره « 6 » را مىنوشت و در ماه محرم در رشت غوغا شد . در روز عاشورا يك نفر شاطر حكومت دو نفر از اهل تبريز را با گلوله « 7 » مقتول نموده يكى سيّد بود . اهالى اجماع نموده قاتل را از حاكم مىخواستند كه قصاص نمايد و كربلايى باقر در ميان آن دعوا بود كه خودش را كنار نموده بود آسيب نرسيده بود و اهالى رشت با اهل تبريز متفق شده جدّا خواستگار قاتل شدند ، حاكم عذر مىآورد . يك دفعه حاكم را محاصره نموده عمارتش را آتش زدند . حاكم خودش گريخت از عقب رفته در خارج شهر او را كشتند و چند نفر هم مقتول شد .
سپهدار « 8 » آن روزها از دولت مشروطه مىخواست شهر را خالى ديده فردايش وارد رشت شد و اهالى را ساكت نمود . مجلس [ و ] عدليه [ و ] نظميه [ را ] باز
هامش
( 1 و 4 و 5 ) . در اصل : داد ستاد .
( 2 و 6 ) . در اصل : هجره .
( 3 ) . در اصل : ع 2
( 7 ) . در اصل : گللوله .
( 8 ) . اشاره به محمد ولى خان تنكابنى ، سپهدار اعظم ( مشهور به سپهدار رشتى ) است .