تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
پشت دكان ديوار را خراب نموده دكان از آب پر شده و خسارت كلى رسيد بعد از چند ماه شريكش مرحوم [ شد ، مشهدى صادق هم ] دكان را ول « 1 » كرده با يك نفر خشكبار شريك شد و از آنجا هم قدرى خسارت رسيد ، بعد با دو سه [ نفر ] ديگر شريك شده اجاره دو سه باغ نمودند در اول پاييز باران آمد حاصل ضايع شد و آنچه سرمايه داشت به كلى رفت بعد خانه‌اش را فروخت دكان شيره‌پزى باز كرد آنقدر نگذشت كه پول خانه هم رفت قدرى قرضدار شد حالا رشت رفته ، خداوند عالم مىخواهد كه از كسى نعمت را بگيرد جهت كفران نمودنش جميع عالم خواسته باشند او را نگذارند كه آن نعمت نرود قادر نمىشوند چنان‌كه در اين فقره مشاهده شد و چه‌قدر به مشار اليه همراهى كرديم به ما عايد نشد مگر خسارت كلى . و چهارم دختر ديگر كه در سال 1290 متولد شده اين دختر خوش‌اقبال بود و حليم و سليم النفس مؤمنه بود مثل مادرش بسيار به دعا و قرآن خواندن رغبت داشت . در سال 1307 به حاجى محمد حسين خرازى پسر كربلايى محمد على مرحوم عقد نمود . در سال 1309 يك پسر متولد شد اسمعيل نام گذاشتند و اين پسر هم خوش‌روزى بود با فهم [ و ] فراست بود مكتب رفت ديگر آن‌قدر سعى نكرد كه در خط و خواندن سواد كامل داشته باشد بعد از آن به حجره « 2 » آمد . جهت بعضى كارها در ميان برادران حاجى محمد حسين نزاع شد در سال 1325 جميع كارهاى خودشان [ را ] سوا نمودند [ و ] حاجى محمد حسين حجره « 3 » ديگرى گشود و كار [ و ] بار حجره « 4 » تمام دست آقا اسمعيل است كه خيلى زيركى دارد خداوند حفظ فرمايد . و حاجى محمد حسين اول به مكه معظمّه رفته بود بعد به همراهى ابوى به كربلاى معلا مشرف شد و بعد با برادرش مشهدى موسى عازم مشهد مقدس شد كه آن ايام ابوى معظم با حاجى رضا در مشهد مقدس بودند بعد مراجعت نمودند و بعد يك پسر متولد شد ابراهيم نام در سال 1315 آن هم حاليّه مكتب مىرود ظاهرا زيرك به نظر نمىآيد يا اين‌كه جوهرش در بعدى ظاهر خواهد شد . و بعد از آن يك دختر متولد شد سال 1318 و اين دختر هم خوش‌اقبال و هوشيار است . و بعد در سال 1320 يك پسر متولد شد عسكر نام و اين پسر هم زيرك است از كوچكى معلوم است ، تازه مكتب مىرود و در سال
هامش
( 1 ) . در اصل : ويل . ( 2 و 3 و 4 ) . در اصل : هجره .
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 82 | حاج محمد تقى جورابچى / على قيصرى