تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
اخلاق كه در ايّام طفوليّت به مكتب با هم رفتيم بعد در 12 سالگى از مكتب بيرون آمده به دكان آمد لكن آن‌قدر سواد و خطّ نداشت و در كار دادوستد « 1 » بسيار ماهر و ملاحظه نفع و ضرر نموده جسارت كامل داشت . در سال 1310 عازم مشهد مقدس شد و بعد از مراجعت باز در دكان بود تا اين‌كه در سال 1313 دختر حاجى محمد باقر مرحوم كه همشيره‌زاده آقا ميرزا عبد العلى منجّم باشد [ را ] عقد نمود از او يك دختر متولد شد دو سال ماند بعد از آن فوت شد و بعد در سال 1320 يك دختر متولد شد [ كه ] مانده است و دختر حاجى محمد باقر مرحوم ناخوشى « 2 » خنازير داشت [ كه ] هر سال بروز مىكرد . در سال 1323 يك پسر متولد شد ، اسمش غلامحسين . بعد از دو ماه دختر حاجى محمد باقر مرحوم شد و غلامحسين را به دايه داده كه شير بدهد و جنازه مرحومه را به معصومه قم نقل نمودند . و در سال 1318 مشهدى نقى عازم رشت شد بيست روز آنجا مانده به همراهى حاجى رضا عازم كربلاى معلّا شد تا وقفه اربعين بعد مراجعت نمود در دكان مشغول دادوستد « 3 » بود . در سال 1324 دختر حاجى حسين چيت‌ساز مرحوم [ را ] عقد نمود و در سال 1325 يك پسر متولد شد ، اسم او [ را ] عبّاس گذاشتند و در سال 1327 در 15 محرم باز يك پسر متولد شد ، اسمش ابو القاسم كه همنام جدّ امجد باشد ، خداوند همه را از بلاها محفوظ دارد . و بعد سيم دختر بزرگ حاجى آقا حسن آقا سنه‌ى 1288 متولد شده بود . [ او را ] مشهدى صادق خشكبار عقد نمود . يك پسر متولد شد در سال 1312 اسمش محمد آقا و قدرى مكتب رفت آنقدر خطّ [ و ] سواد اخذ نكرد بعد از آن يك سال مىباشد كه حجره « 4 » آورده‌ايم . و بعد يك دختر متولد شد [ در ] سنه‌ى 1313 و بعد از آن يك پسر متولد شد احمد نام در سال 1317 حالا مكتب مىرود از ظاهرش آثار رشد ظاهر است خداوند آخرش خير نمايد و يك دختر هم سال 1325 متولد شده . و مشهدى صادق اول خشكبار بود از برادرانش سوا شد ، با مشهدى محمد نام دكان شيره‌پزى باز نمود و دو دفعه به زيارت مشهد مقدس مشرف شد . بعد در سال 1318 يك سيل آمد بسيار پرزور بود از رودخانه بلند شده از
هامش
( 1 و 3 ) . در اصل : داد ستاد . ( 2 ) . در اصل : ناخوش . ( 4 ) . در اصل : هجره .