چيز و به يكديگر سبب و نموده بدون وجود يكى ديگرى قوام ندارد . مثلا ابر را سبب آفريده براى باران و باران سبب است براى روييدن نبات و اشجار و خداوند تبارك ابا نموده از اينكه جارى نمايد اشياء را مگر با اسبابش و براى هر شيئى به مناسبت سبب لازم است .
به وجود انسان پدر [ و ] مادر سبب است . هرگاه وجود پدر باشد ، مادر نباشد اولاد نخواهد شد . هرچند قادر يكتا قدرت دارد بىپدر [ و ] مادر خلق نمايد چنانكه حضرت آدم على نبينا و عليه السلام . لكن بعد از آن چنين مقدر فرموده بقاى نسل به وجود پدر [ و ] مادر باشد و هرشيئى به سبب به وجود آيد تا اينكه انسان اعتقاد نمايد كه خالقى و صانعى دارد . خودش مخلوق است و وجودش بسته به شيئى ديگر است ، طغيان نكند پس مىگوييم كه سبب كلّى اين عالم كه هرگاه وجود او نمىشد هيچ شيئى به دايرهى وجود قدم نمىگذاشت ، وجود مطهّر مقدّس حضرت رسول اكرم و دوازده « 1 » امام كه وصىّ آن حضرتند صلوات اللّه عليهم اجمعين و شاهد اين مطلب كه حديث قدسى لولاك لولاك لما خلقت الأفلاك اخبار احاديث در اين باب زياد است .
پس سبب اعظم عالم و اشرف جميع موجودات اين انوار مقدسه است از اوّلين [ و ] آخرين كسى به مرتبه و درجهى آنها نتواند رسيد نه انبيا و نه ملائكه مقربين و نه غيره ، از جهت اينكه آن وجود مقدّس در منزلهى شعله « 2 » است و سايرين به منزله شعاع . معلوم است كه شعاع در رتبهى خودش حكايت شعله مىكند از جهت روشنايى « 3 » و لكن نتواند به منزلهى شعله برسد و يقين است شيئى هرقدر ترقّى نمايد از دايرهى خود نمىتواند بالا برود و اين مكونّات كه چند رتبه هستند از براى هرمرتبه ، درجهى ترقّى معيّن دارد . مثلا جمادات هم مخلوق خداوندى هستند و تسبيح مىكنند لكن ما نمىفهميم جماد هرقدر ترقّى نمايد از سنگ جواهرات طلا و نقره ، الماس ، فيروزه « 4 » [ و ] عقيق هستند و چهقدر در درجهى خودش عزّت دارد و خواصى دارد باوجود اين به منزلهى نبات نمىتواند برسد .
در نبات يك قوّهى نباتيّه است كه بزرگ مىشود [ و ] در جماد ندارد . جماد
هامش
( 1 ) . در اصل : دوانزده .
( 2 ) . در اصل : شعاع
( 3 ) . در اصل : روشناى .
( 4 ) . در اصل : فيروزج .