تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩

سال 1329 هجرى قمرى

وقايع سال 1329 كه اين سال در تمام ولايات جنگ و فتنه ، قتل [ و ] غارت تا آخر سال امتداد يافت ، چون بسيار [ است ] از حالات مطلع نيستم . ولى ، آنچه در نظر حقير هست ، [ اين است ] كه خبر آمدن محمد على ميرزا از روسيه به طرف مازندران شهرت كرد « 1 » . با قدرى سواره‌ى تركمان وارد بندر سارى مازندران شده ، از آنجا به استرآباد آدم فرستاد بنا كرد آن طرف‌ها را چاپيدن ، و از مردم اعانه [ و ] جريمه مىگرفت . تا اينكه ، ظلم تركمان در آنجاها زياد شد ، و بسيار خانمان‌ها خراب ، و آدم‌هاى محترم كشته شدند . از تهران اردو جمع نموده به طرف محمد على ميرزا فرستادند . رشيد السلطان هم استعداد جمع كرده بود [ و ] در شاهرود بود . از آنجا [ به ] طرف سبزوار رفت [ ولى ] آنقدر آنجا استعداد نبود ، وارد سبزوار شد و از هركس به‌قدر امكان پول گرفت . از سبزوار پنجاه هزار تومان
هامش
( 1 ) . در ماه رجب 1329 « محمد على شاه را روس‌ها . . . با تذكره‌ى جعلى و تغيير قيافه ، به نام خليل بغدادى ، با كشتى كريستوفورس ، در سواحل تركمنستان پياده كردند ، و محمولات بازرگانى او را ، كه عبارت از سه عراده توپ اطريشى بود ، به نام آب معدن از گمرك گذرانيدند . ر ك : فخرايى ، ابراهيم ، همان كتاب ، ص 214 . كسروى نيز مىنويسد : « روز سه‌شنبه بيست و ششم تيرماه [ 1290 شمسى ] ، 21 رجب [ 1329 قمرى ] ، ناگهان تلگراف‌هايى رسيد كه محمد على ميرزا با برادرش ملك منصور ميرزا شعاع السلطنه و كسان ديگرى از همراهان در گمش تپه‌ى استرآباد پياده شد . » ر ك : كسروى ، احمد ، تاريخ هيجده ساله‌ى آذربايجان ، ص 169 .