تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هاشم و آقا ميرزا محسن و امثال آنها در صادقيه جمع [ شدند ] كه ما اين انجمن و مشروطه را نمىخواهيم . به ديوارها كاغذ چسبانيدند كه هركسى اسلام مىخواهد [ در ] مسجد جمع شود ، لامذهبان جمع شده‌اند مىخواهند دين اسلام را پامال نمايند چون از آنها گندم مىخواستند هرچه واسطه و غيره از تجار اعيان رفت كه اين فساد است ترك نماييد تلگراف به تهران نمودند جواب سختى از مجلس به آنها رسيد دو روز بازار بسته شد بعد از آن بعضى به صاحب الأمر جمع شدند گفتند حكم انجمن است . يك نفر به مسجد رفته گفته بود مىخواهند به مسجد بمب « 1 » اندازند آنها هم واهمه نموده از مسجد متفرق و بعضىها آمدند از انجمن عذرخواهى و مير هاشم را آورده صلح دادند . ورقه انتخاب تمام شد قرار بود بعد از گرفتن ورقه انتخاب در حضور جمعى آنها را باز نموده رأى زياد در حق [ هر ] كه باشد او وكيل باشد . ورقه را تمام بردند به انجمن دادند و به صندوق مىانداختند . ورقه كه تمام شد قرار بود كه فردا آنها را ملاحظه نمايند . شب بعضى از مفسدين به انجمن آمده آن صندوق را برداشته كه ببرد قراول بيدار شده صدا كرده صندوق را در صحن انجمن انداخته رفته بودند در هرحال بعد از اين فقره كه وكيل انجمن معيّن شد مير هاشم ديد اين وكيل نشد اهل شتربان را جمع كرد هرهفته يك روز در مسجد جمع شده بعضى مطالب نافع ذكر روضه خوانده شود ، [ و آن گروه ] چند هفته در مسجد جمع و اسمش انجمن سادات شد . در بعضى محله‌ها هم بناى انجمن گذاشتند و بعد از چند هفته به خانه يكى از صرّاف‌هاى معتبر شتربان مردم را دعوت آنجا صرف چاى و مذاكرات شد هفته ديگر در خانه ديگر بعد قرار شد كه همه خانه گنجايش اين همه جمعيت را ندارد يك خانه بزرگ كرايه نماييم هرهفته آنجا جمع بشويم . يك خانه در محله سرخاب اجاره نموده مردم را دعوت چند هفته روضه‌خوانى « 2 » شد بعد اسم آنجا را گذاشتند اسلاميه و مير هاشم رئيس اسلاميه شد كه به اسلام صدمه بزرگى از اين اسلاميه رسيد بنا حق جمعى از مسلمين را در آن اسلاميه كشتند كه صداى مظلومى آنها در تبريز الحال هم منقطع نشده . در اواخر چون فتواهاى ناحق از آنجا صادر مىشد اسم او را عثمانيه گذاشته بودند .
هامش
( 1 ) . در اصل : بوم . ( 2 ) . در اصل : روضه‌خانى .