و چنانچه عيال حقير مرحوم شده بود والده معظمه و قبلهگاهى حاجى حسن آقا كه خداوند عمرشان زياد فرمايد در اين خيال شدند يك عيال براى حقير بگيرند به چند خانه رفته آخر الامر صبيّه جناب مستطاب شريعتمدار آقاى حاجى ميرزا على آقا مجتهد تبريزى طباطبايى دامت توفيقاتهم كه از جمله علماى با علم و خاندان جليل كه اهالى تبريز اعتقاد كامل به آن خاندان جليل و سلسله جميل دارند هر نذرى كه نمايند آن مطلب برآورده مىشود .
احتياج به تعريف آنها ندارد جدّا اين خاندان جليل همتشان هدايت نمودن خلق است به دين آبا و اجداد طاهرين سلام اللّه عليهم . و همه مىدانند كه بعضى كرامات و خارق عادات از اين سلسله به مقتضاى زمان ظهور نموده كه باعث قوّت دين اسلام شده آنها كه آدم كامل هستند تعريف مىكنند و در هرحال سعادت دارين به حقير روزى شد در ماه ذيحجه 1325 صبيّه جناب حاجى ميرزا على آقا سلّمه اللّه عقد نموده .
در عيد قربان هرساله شتر از طرف دولت قربانى مىكردند آن سال حكومت تبريز نبود مير هاشم پيش افتاده مردم را جمع كرده در سيد حمزه يك شتر قربانى كردند اغتشاش « 1 » بزرگى از اين مقدمه به تبريز رو داد تا آخر ماه بازار بسته شد .
اهل شتربان سنگربندى نموده آخر از انجمن ستار خان را مأمور نمودند از هر محلّه قدرى مجاهد جمع شده رو به طرف سرخاب و شتربان نمودند تا غروب دعوا شد . آخر مفسدين چند نفر مقتول و باقى فرار نمودند . اهل محلّه به عذرخواهى انجمن آمده به آنها در حين دعوا ضرر رسيده بود خسارت آنها را انجمن دادند [ و ] قرار گذاشتند از انجمن كه مجاهدى موقوف باشد . نظميّه باشد .
لباس ماهوت سياه به هركس كه داوطلب شد دادند به هر ده نفر رئيس و بزرگ نظميّه اسمش كميسر و بهقدر هزار نفر نظميه با لباس خوب در شهر و محلهجات گردش نموده امنيت شهر را به آنها داده اجلال الملك رئيس نظميّه شده بود .
هامش
( 1 ) . در اصل : اختشاش .