تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

احوال قاضى عيسى صدر

احوال شريعت و حقايق پناه آنكه ، صورتش به حليهء صباحت آراسته و معنيش به صفت رجاحت پيراسته ، در فصاحت لسان سحبان را او سحاب بيان نصيب دادى ، و از قوت حدس هر متحدس را ضعيف الادراك داشتى ، دلش به اصناف فضايل موصوف ، و دستش به اعطاى فواضل معروف بود . در تقويت شرع كوشش تمام و در تمشيت ارباب دين سعى مالا كلام داشت . از استيلا و بزرگى زبردستان كه جفا بر زيردستان مىنمودند انديشه نداشت ، و در منع كسى فرو نمىبرد . « بيت »
ذات او جامع فضايل بود * جود او واهب فواضل بود
قاضى در صغر سن طالب علم بود و به معلمى [ يعقوب ] ميرزا مقرر گشت . چون [ يعقوب ] ميرزا وارث ملك و سلطنت شد قاضى در ديار بكر تدبيرات در مقدمات سلطنت كرد و رأيهاى صايب انگيخت ، و در قيد خواطر عساكر تدبير وزيرانه كرد تا از قوّت به فعل آمد ، چنانچه شعرا در بزرگى او گفتند : « بيت »
عيسى به زمين نيامد امّا * عيسى دگر بر آسمان شد
و پادشاه بنابر حقوق سابق و فرط اعتقاد ، مسند خاص خود را كه از گرد بالش خورشيد تفوق داشت به ديوان بزرگ فرستاد كه قاضى بر آن نشيند . كارش از صدارت و وزارت درگذشت و اركان دولت از او رميدند ، و صوفى خليل [ بكتاش موصلو ] « 1 » بسى زاهد بود و به مشاهدهء اندك تبسطى در حقايق ، اعتقاد به حلول و الحاد منسوب مىساخت ، و نوبتى ميان او و قاضى در مذهب مباحثه شد و به كلفت انجاميد [ 548 ] . در وقتى كه صوفى [ خليل ] را از شيراز آوردند و مهر او را از احكام انداختند و به ديار گرجى رفت جمله از قاضى دانست ، به خود پيچيد و به جان رنجيد و چاره‌اى نداشت . آتش
هامش
( 1 ) . تكميل قياسى بر اساس كتاب ديار بكريه ، ص 463 .