آداب و رسوم تحفه و پرسش كردند . « 1 »
شعر
گر بر سرم بگردد چون آسيا فلك * از جاى خود نجنبم چون قطب آسيا
مرد آن بود كه دوستى او به جا بود * لو « بُسَّتِ الْجِبالُ » « 2 » او « انْشَقَّتِ السَّماءُ »
« 3 » و شاه قلى سلطان رخصت طواف مكّه جهت معصوم بيك آورد و شاه زمان را مطلقا رضا به رفتن او نبود ، چون منع حسب الشرع وزر و گناه است مرخص گشت و با فرزندان و عيال روانه شد .
رفتن معصوم بيك به حج و به قتل آمدن با فرزند
چون معصوم بيك رخصت يافت مردم بسيار با او رفيق گشتند ، و اردوى عظيمى به هم رسيد و به هر بلد و مكان كه نزول مىكرد اشرف و اعيان آن بلد رجوع مىكردند و هجوم مىآوردند و او نيز تفقدات بزرگانه مىكرد و انعام و عطا مىفرمود و بساط ملون از اطعمه و اشربه مىگسترانيد و خلايق را دعوت و نعمت خدا مىداد و صوفيان كه اعتقاد به خاندان [ 669 ] صفويه داشتند از روى صدق آمدند ، و او در مراعات آنقدر كوشيد و بخشيد كه مردم آن ديار بدگمان شده عرض كردند كه معصوم بيك به زيارت نيامده و خيال ديگر دارد .
چون اهل روم مزور و محيلاند مضمونهاى دور به خاطر شوم خود قرار مىدهند ، در آخر به دفع آن سيد معصوم خاطر قرار دادند و او از اين مقدمات بىخبر [ بود ] ، در وقتى كه با مردم خود احرام بست وقت صبح جمعى بيرون آمدند و آن سيد مظلوم را گرفته به
هامش
( 1 ) . در خصوص سفارت شاه قلى سلطان و هيئت همراهش و همچنين هدايايى را كه با خود به دربار سلطان سليم ثانى آورد . و پذيرايى كه در دربار از او به عمل آمد ، هامر پورگشتال مطالب مهم و جالبى با استفاده از كتب تاريخ عثمانى نقل كرده است . در اين باره رجوع شود به : ( هامر پورگشتال : تاريخ امپراتورى عثمانى . ترجمهء ميرزا زكى على آبادى . به اهتمام جمشيد كيانفر ، تهران ، 1367 ش ، مجلد دوم ، صص 1370 تا 1374 ) .
( 2 ) . سورهء واقعه ( 56 ) ، آيهء 5 .
( 3 ) . سورهء الحاقه ( 69 ) ، آيهء 16 .