تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

واقعهء ديگر

در سال اثنى و ستين و تسع مائه ( 962 ) قشلاق [ در ] قزوين شد ، و در اين سال ابراهيم خان والى شيراز آن معدن سخا و كرم را اعنى مير شمس الدين شهريار جهرمى را كور كرد و پادشاه عدالت دثار تحمل نكرد . فرمان شد كه خان را به غل و زنجير اندازند ، شاهرخ بيك [ سفره چى ] « 1 » بدين خدمت مأمور گشت و شيراز را به على سلطان تاتى اغلى دادند .

رفتن اسماعيل ميرزا به هرات

در اين سال دارايى دار السلطنهء هرات به شاهزادهء جهان و فرمان فرماى دوران شاه اسماعيل شفقت شد ، و على سلطان تكلو در خدمت به هرات رفت كه سلطان محمد ميرزا را آورد . در روزى كه شاهزادهء عالم به شهر در مىآمد محمد خان « 2 » بيمار بود ، ديرتر به استقبال رفت بنابر آنكه قوت نداشت . اين معنى به خاطر انور پادشاه گران آمد [ و ] به محمد خان نپرداخت و به جانب او نگاه نكرد و در مجلس او را بار نداد ، و رفته رفته فرزندان و آقايان تمامى از خان برگشتند و تبرا نمودند ، و به نوعى در غلامى ثابت قدم بودند كه اگر امر مىفرمود همان دم سر پدر را به درگاه مىانداختند . فرمان شد كه قزاق بيرون رود و رمضان بود مجال افطار ندادند و اخراج فرمودند و به خوارى [ 652 ] و زارى بيرون شد . محمد خان صورت حال و شكايت على سلطان عرض كرد كه ميرزا را با من سرگران كرده و لشكر را رمانيده [ است ] . امر جهان مطاع شد كه سوندوك بيك قورچى باشى برود و سلطان محمد ميرزا را همراه برد و شاهزاده اسماعيل ميرزا را آورد ، و محمد خان از آقايان جمعى كثير را قتل كند و كور نمايد ، [ و ] بدين خدمت تخماق يساول آمد .
هامش
( 1 ) . تصحيح قياسى . متن : سفرچى . ( 2 ) . منظور محمد خان شرف الدين اغلى تكلو حاكم هرات است كه للگى اسماعيل ميرزا نيز به او داده شده بود . ( ر . ك : تكملة الاخبار ، ص 110 ) .