تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الأخبار ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
خان احمد گيلانى ، مير عبد الكريم مازندرانى ، آقا محمد مازندرانى ، ملك كاوس رستمدارى ، ملك بهمن رستم عباسى ، لوند بيك گرجى ، حسن بيك شكى ، قرقره گرجى . در سال ست [ و ] عشرين و تسع مائه ( 926 ) قشلاق در اصفهان شد ، و سليم در اين سال وفات كرد ، و شيراز به على سلطان دادند ، و كور سليمان رفت و سر سلطان خليل را آورد . و در سال سبع و عشرين و تسع مائه ( 927 ) قشلاق نخجوان بود ، و واقعهء عجيبى كه روى داده قتل مير محمد [ بن ] مير يوسف است كه در هرات از امير خان واقع شد كه اين سيد بزرگوار عالى تبار به جميع فنون فضايل و كمال و دانشمندى آراسته بود . * ابراهيم خان برادر امير خان و پير احمد بيك برادرزادهء خان و قاسم بيك انوك اغلى كه يساول مجلس شاه طهماسب خلد ملكه شده بود ، و خواجه على جان كرهرودى وزير به هم اتفاق كرده امير خان را بر آن داشتند كه اين چنين ظلمى كرد ، و نتيجه و عقوبت اين امر آن بود كه بدين جهت او را از هرات عزل كردند و به اردو آوردند و آقاهاى او را گرفتند ، و نوبت كه به دو رسيد بيمار شد ، و حمايت او بيگم موصلو كرد تا وقتى كه از آن بيمارى جان نبرد و رحلت كرد ، « 1 » و هرات را به سام ميرزا دادند و دورمش خان لله شد ، و در سال ثمان [ و ] عشرين و تسع مائه ( 928 ) ، در تبريز قشلاق بود و خبر وفات شيخ شاه آمد ، جاى او را به سلطان خليل ولد او دادند .

قتل ميرزا شاه حسين

در سال تسع و عشرين و تسع مائه ( 929 ) ، واقعهء جانسوز ميرزا شاه حسين اصفهانى وكيل است كه از مهتر شاه قلى ركابدار « 2 » واقع شد ، بدين ترتيب كه مهتر از ميرزا آزار
هامش
( 1 ) . قاضى احمد قمى مىنويسد ( به اختصار ) : علت مرگ امير خان موصلو مرض مفاصل بود كه بر دست و پاى او عارض شد . ( ر . ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 150 ) . ( 2 ) . تكملة الاخبار ، ص 58 ، « مهتر شاه قلى حلواچى اغلى و بگيرلو كه ركابدار باشى بود » .