تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
ز بّر عرب تا به قشم و جرون * روان شد ز قتل عدو سيل خون ( a 28 )
دگر شاه برّ عرب كز پدر * رسيده به او شاهى بحر و برّ ( a 35 )
نبودى گر از راى فرمان من * ز برّ عرب تا به ملك يمن ( b 34 )
كه هستند از آنسوى بر عرب * سگى چند از نهروانى لقب ( b 35 )
ببايد كه برّ عرب را به جنگ * بگيرى چو هرموز از اهل فرنگ ( b 35 )
چو پردازى ار كار و بار پسر * درآور به برّ عرب سر به در ( a 36 )
اصطلاح برّ عرب يا برّ العرب در مقابل برّ عجم يا برّ العجم از قرن نهم به بعد در متون جغرافيائى و تاريخى كاربرد وسيعى يافته است . تعيين دقيق محدوده اطلاق واژه « بّر عرب » ممكن نيست . اما به طور عام به سواحل جنوبى حاشيه خليج فارس گفته مىشده است . « حافظ ابرو » در قرن نهم هجرى اين واژه را به سواحل متصل به زمين عراق كنونى تا بحرين اطلاق كرده است ( ر ك : حافظ ابرو ، جغرافياى حافظ ابرو ، تصحيح صادق سجادى ، نشر ميراث مكتوب ، تهران ، 1378 ، ص 90 ) . « ابن ماجد » دريانورد مشهور قرن نهم و دهم اشعارى عربى با عنوان « ارجوزه بر العرب و العجم فى خليج فارس » سروده است كه در آن به طور كامل به شرح جغرافياى مناطق اين دو بخش پرداخته است . از محتواى اشعار او هيچ نشانى از مرزبندى خاصى بين جغرافياى اين دو نمىتوان بدست آورد . ( ر ك : ابن ماجد ، الفوايد فى اصول البحر و القواعد ، ترجمه و تصحيح احمد اقتدارى ، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگى ايران ، تهران ، 1372 ، ص 98 ) . سيدى على كاتب دريانورد مشهور ترك در قرن دهم هجرى اين اصطلاحات را چندين بار به كار برده است . او از بحرين به سمت عمان را برّ عرب ناميده است . ( سيدى على كاتب ، مرآت الممالك ، ترجمه تفضلى ، بنياد فرهنگ ايران زمين ، تهران ، ص 44 ) و سواحل ايران را با عناوين برّ فارس ( همان ، ص 43 ) و بّر عجم ( همان ، ص 35 ) ناميده است . اين اصطلاح تا دوره قاجاريه نيز كاربرد داشته است . ( ر ك : محمد ابراهيم كازرونى ،