ايضا شيخ قطب الدين ابراهيم نقل كرده كه عاليجناب ولايت شعار در اواخر عمر مدت شانزده سال تردد نكرد و چند سال باصرهء منوره بر اغيار نگشود و مدتها حركات ظاهرى از آن جناب حرمان يافته بود ، تا به آن غايت لقمهاى كه تناول مىفرمود من به دهان مباركش مىگذاشتم . روزى به همان كار قيام داشتم . فرمود حاضر باش كه مويى دارد . [ 72 الف ] چون نيك احتياط كردم يك تار موى باريك در آن ميان بود . گفتم نه شما فرموديد كه نمىبينم ، چگونه موى چنين باريك و ضعيف را ديديد ؟ فرمود جمعى هستند كه نمىخواهم كه ايشان را ببينم ، از آن چشم برهم نهادهام .
انتقال عالىجناب شيخ بزرگوار از دار فانى به سراى جاودانى روز يك شنبه چهارم شهر رمضان المبارك سنهء احدى و ثمانين و سبعمائه اتفاق افتاد و در آنوقت سن شريفش از نود عام متجاوز شده بود ، بر حسب الوصية آن گوهر گرانمايه را در موضع بيداخويد به بقعهء شريفه مدفون ساختند .
زهى مزار فلك اشتباه شيخ على * كه هست ملتجأ خلق جملهء عالم
گذشت مرتبهء قدرش از نهم افلاك * به صدق هر كه درينجا نهاده است قدم
ايا كسى كه توجه به حضرتش دارى * بيا مآثر الطاف بين و فيض كرم
جناب شيخ قطب الدين ابراهيم بر سر روضهء آن جناب مجاور شده در خدمت فقرا و مساكين خود را معاف نمىداشت تا آنكه او را شوق ملاقات پير بزرگوار غالب گشته سفر آخرت اختيار نمود . و بعد از آنكه يازده سال از فوت آن جناب گذشت بقعه حوالت به عالىجناب شيخ الاسلام اقدم اكرم حاجى شمس الدين محمد شاه شد و از اسباب بقعه چيزى ظاهر نبود . عالىجناب مشاراليه همگى همت به رواج و رونق بقعهء مذكوره مصروف داشت و ارواح مقدسهء حضرات ممد و توفيق ربانى