تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
سفره رفته بود فاضل از جمع مىنمود . دانست كه اضافه از بركت كرامت شيخ عاليقدر است . اگر متصرفان بلاد عقل و كفايت [ 74 الف ] و محاسبان ممالك فهم و درايت خواهند كه يك دفعه از دفعات ولايت او و يك بابت از كرامت بىنهايت او بر دفاتر اوهام و طوامير افهام نقش كنند حرفى از آن فى بد الشهور و الاعوام در تحت ضبط نتوانند درآورد . چه جاى آنكه مجملى از مفصلات بل رقمى از مسوداتش ثبت توانند نمود ، بيت :
آن را كه بر خزاين الطاف كردگار * باشد برات موهبت و فضل بىشمار هر چند بيش صرف كند در طريق خير * افزون كند ورا كرم آفريدگار
نقل است كه چون هماى همايون فرّ روح بزرگوار عالىجناب شيخ على به حظاير قدس و حدايق انس طيران فرمود بعد از يك سال بارندگى عظيم شده بود و سيل رحمت از ابر عنايت به هوادارى زيارت وجود با جودش متوجه مدفن ريحان مخزن و مرقد رضوان مسكن گشته و شيخ مرحوم قطب الدين ابراهيم عليه الرحمه در آن حال به ابرقوه رفته بود . به واقعه اخبار او فرمود كه اقطار امطار بر قبر من بارانست و كرباسى كه به كفن من كرده‌اند از عدم مناسبت بر تن من بارآنست . شيخ قطب الدين ابراهيم به بيداخويد آمد و سر درج درر اقبال و برج درارى افضال [ 74 ب ] را باز كرد ، ديد كه بعضى از بعضى خوشتر شده و آنجا كه قدم مبارك آن جناب بود لون كرباس گرديده ، ديگر بار تختهء تخت را به غسل جديد آن عالىجناب تزيين كرد . و از ولايت بىنهايتش يكى ديگر آنكه شيخ قطب الدين ابراهيم در اثناى غسل جديد محاسن مباركش را شانه كرد ، يك تار موى از وى جدا نشد . بدان اى مريد صاحب اعتقاد كه عالىجناب شيخ الاسلام سعيد شمس الدين حاجى محمد شاه در عمارت مزار و خانقاه و بقعهء رفعت دستگاه و در باب رواج و